تبلیغات
خـون بهـا - حجاب و عفاف، گفتمان فضای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
حجاب و عفاف، گفتمان فضای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران

چندی است که فضای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه تهران، تحت تأثیر یک نامه سرگشاده، بستر گفتمان حجاب و عفاف قرار گرفته است. این نامه خطاب به دکتر فرهاد رهبر، ریاست دانشگاه تهران نوشته شد. در این نامه، نویسندگان نسبت به گسترش فسادهای اخلاقی و رفتاری در دانشگاه تهران هشدار دادند. بحث های زیادی پیرامون این حرکت خودجوش شده است و تحلیل های متفاوتی هم ارائه شده است. نامه دومی هم نوشته شد که روی مطالبات این گروه از دانشجویان تأکید دارد و جنبه های قانونی این مطالبات را بازگو می کند و نسبت به اقدامات و موضع گیری ها، انتقاداتی مطرح کرده است.

امروز بسیاری از دانشجویان فضای دانشگاه را سالم نمی دانند و علت آن را گسترش ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری در بین دانشجویان می دانند. این یک واقعیت است و باید آن را پذیرفت که بسیاری از دانشجویان نسبت به رفتارهای بسیاری دیگر معترض هستند. رفتارهایی که معتقدند برهم زننده آرامش و سلامت روحی انسان ها است. رفتارهایی که معتقدند فسادگستر است. رفتارهایی که معتقدند گناه است. این انتظار نابجایی است که این دانشجویان، همه این رفتارهای مخرب را تحمل کنند و در برابر آن سکوت کنند و بی تفاوت باشند. این دانشجویان حق اعتراض دارند. البته اینکه صورت این اعتراض چگونه باشد، قابل بحث است؛ اما هیچ خدشه ای به اساس این کار وارد نیست. بیشتر انتقاداتی که شد، ناظر به استفاده از برخی واژه ها و عبارت ها بود. من معتقدم، این انتقادات، ارزش پاسخگویی ندارند. نیازی هم به پاسخ دادن نیست. زیرا آنچه که دغدغه ما است، موضوع نامه است؛ نه واژه ها و عبارت هایی که در آن به کار رفته است.

باید در تاریخ چند هزار ساله ایران زمین و تمدن های بزرگ تاریخ جستجو کرد تا به روشنی دریافت که حجاب، از اصلی ترین مشخصه های زنان در طول تاریخ تمدن های بزرگ بوده است. مطالب زیادی در این زمینه نوشته شده است که تکرار آن سودمند نیست. اما آنچه که می خواهم به آن اشاره کنم این است که من معتقدم، حجاب را باید با سنجه فطرت جنس زن ارزیابی کرد. نقش تاریخ در بررسی این موضوع، صرفاً ارائه تصویری از عملکرد فطری زنان در طول تاریخ و در رابطه با موضوع حجاب است. بنابراین، نباید انتظار داشت که زن امروز، حجاب را به دلیل آگاهی از سابقه تاریخی آن، یا پارچوب های فانونی بپذیرد؛ و لازم است تأکید کنم که نگاه اسلام هم نگاه به فطرت و سرشت انسان ها است و از این جهت، پذیرش حجاب، چه با نگاه دین، چه با نگاه مستقل از آموزه های وحیانی به فطرت انسان، تفاوتی نمی کند و در هر دو صورت، غیر قابل انکار است.

اهمیت موضوع حجاب به اندازه اهمیت زن است. هر اندازه که نقش زن را در خانواده و در جامعه مهم و حیاتی بدانیم، به همان اندازه موضوع حجاب را هم مهم و حیاتی خواهیم دانست و درباره آن بحث خواهیم کرد. اگر زن را در زندگی فردی اش محدود و محصور بدانیم، سخن گفتن درباره حجاب هیچ توجیهی ندارد. اما هنگامی که معتقدیم زنان در خانواده و به تبع آن، در جامعه نقش حیاتی دارند، حق داریم درباره حجاب به طور جدی بحث کنیم. چون به روشنی می ببنیم که حجاب در نقشی که زن ایفا می کند، اثر می گذارد. بنابراین کسانی که موضوع حجاب را مسئله خصوصی زنان می دانند و نسبت به ورورد مردان به این بحث اعتراض می کنند، ناخودآگاه، زن را در فرد بودنش محصور کرده اند. این امری غیر منطقی است که مردان، نسبت به مسائل زنان، از جمله حجاب، که معتقدیم بر جامعه تأثیر مستقیم دارد، بی تفاوت باشند.

در اینکه چگونه باید حجاب و عفاف را در جامعه نهادینه کرد تا بتوان نسبت به سلامت روحی و روانی جامعه مطمئن بود، هیچ شکی نیست که باید دو ابزار فرهنگ و قانون را به طور همزمان به کار گرفت. اما در اینکه حدود و مرزهای استفاده از این ابزارها چگونه تعریف شوند، همواره بحث جدی وجود دارد. افراط ها و تفریط هایی هم که نظام جمهوری اسلامی در سال های عمر انقلاب اسلامی مرتکب شده، حساسیت ها را نسبت به این بحث بالا برده است. به خصوص زمانی که درباره برخورد قانونی بحث می شود. به هر حال، گره کار ما همین جا واقع شده است. اگر یک بار برای همیشه به این مسئله رسیدگی می شد و به جمع بندی می رسید، امروز شاهد این همه موضع گیری های بدبینانه مردم درباره اینگونه مسائل نبودیم. اما متأسفانه می بینیم که همیشه بین نخبگان جامعه و مسئولین نظام جمهوری اسلامی، اختلاف نظرهای فاحشی در این خصوص وجود دارد و انگار قرار نیست این اختلاف نظرها به جمع بندی برسند و کاری انجام شود.

در دانشگاه تهران، وضعیت از جامعه بهتر نیست! ناهنجاری هایی که در دانشگاه تهران می بینیم، آبروی جامعه دانشگاهی ایران را می برد. چطور می توان قبول کرد که دانشگاه تهران، نماد آموزش عالی کشور، از نظر فضای علمی و آموزشی و فضای فرهنگی و مذهبی، تا این حد نامطلوب و دور از خواسته های شرعی و عرفی و عقلانی باشد؟! آیا نباید برای این وضعیت رو به فساد، فکری کرد و چاره ای اندیشید؟!

شورای عالی انقلاب فرهنگی، در این زمینه، قوانین و مقرراتی را به تصویب رسانده و به دانشگاه ها ابلاغ کرده است. اما متأسفانه نادیده گرفته می شود و با نادیده گیرندگان هم برخوردی نمی شود. ضمن اینکه این قوانین عموماً کلی هستند و تفسیرهای سلیقه ای از آنها باعث می شود بسیاری از ناهنجاری ها صورت قانونی پیدا کنند. من تصور می کنم، دانشگاه ها باید خود وارد عرصه شوند. هر دانشگاهی با توجه به جایگاه خودش، به اینگونه مسائل رسیدگی کند. شورای عالی انقلاب فرهنگی هم باید نظارت داشته باشد. دانشگاه ها باید جزئی تر و مصداقی تر به این مباحث بپردازند و از خود دانشجویان کمک بگیرند و مطالبات آنها را در نظر داشته باشند. باید یک بار برای همیشه، این مسئله حل بشود که پوشش دانشجو باید چگونه باشد. باید یک بار برای همیشه، این مسئله حل بشود که روابط دختر و پسر تا چه حد مجاز است. و به همین ترتیب، برای سایر مسائل مربوط به جامعه دانشگاهی، باید تکلیف روشن باشد. بعد از آن، می توان حدود و مرزهای فعالیت فرهنگی و برخورد قانونی را تعیین کرد. وقتی تکلیف روشن نیست، فعالیت فرهنگی درباره چه؟! و برخورد قانونی با چه؟!

آخرین مطالب