تبلیغات
خـون بهـا - دانشجوی متقلب: دزد چراغ به دست!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
دانشجوی متقلب: دزد چراغ به دست!

یکم. دانشگاه برای هر کشوری، در واقع همه چیز است. دانشجو، تضمین کننده ی فردای هر جامعه است. در واقع از روی دانشجوی امروز می شود فردای هر جامعه را شناخت یا حدس زد. [1]

دانشگاه، نقطه ی اساسی هر جامعه و کشوری است. اگر دانشگاه اصلاح بشود، آینده ی آن جامعه اصلاح خواهد شد. اگر دانشگاه فاسد بشود، سرنوشت آن جامعه فساد است.
این فسادی که در دانشگاه فرض می کنیم، ممکن است فساد اخلاقی باشد، یا فساد علمی. فساد علمی معنایش این است که در دانشگاه نه معلم برای درس دادن و یاددادن دلسوزی کند، نه متعلم و دانشجو برای یادگرفتن دلسوزی کند. نتیجه، بی سواد بارآمدن، بد فهمیدن و نفهمیدن و عدم رشد استعدادها است. فساد اخلاقی، معنایش این است که آن که درس می خواند یا نمی خواند، از لحاظ اخلاقی، شرافت و شرف و غیرت و انگیزه و ایمان لازم را در خود پرورش ندهد. این هم نتیجه اش با شق اول یکی است؛ شاید هم گاهی بدتر. آن عالمی که شریف نباشد، حمیت و غیرت دفاع از کشور و ملت و آرمانها و ارزشهای ملی و دینی خود را نداشته باشد، آن عالمی که دشمن را بر خودی ترجیح بدهد و خود را در اختیار دشمن ملت قرار بدهد، آن عالم از هر جاهلی بدتر است؛ همان دزدی است که با چراغ به دزدی می رود و بیشتر صدمه می زند. [2]

دوم. یک عده دانشجونما، دانشگاه را لجن زار کرده اند. یک عده متقلب، یک عده کلاش، یک مرده خوار، عرصه رقابت علمی را به عرصه رقابت شیادی تبدیل کرده اند. «تقلب» دین و آیین دانشجونمایان شده است؛ تقلب عادی شده است؛ عادت شده است؛ و ارزش شده است. ممکلتی که دانشجویش متقلب باشد، چه آینده ای خواهد داشت؟ به جز بی عدالتی، دروغ، قانون شکنی، فساد، هرج و مرج، ناامنی، اغتشاش...؟!

روزی بود که انکر الاصوات بیشتر همین دانشجو[نما]یان متقلب، در اعتراض به کردان ها و کردان پروری ها، گوش خلق الله را جر داده بود! حالا همین ها کردان های آینده ما خواهند شد. لعنت! چقدر پست و زشت است که دم از دروغ ستیزی می زنند، دم از اخلاق می زنند، دم از دین داری می زنند، اما خودشان هر جا که پای منافعشان در میان باشد، هر غلطی می کنند و ککشان هم نمی گزد؛ و هیچ خیالشان هم نیست. البته این چیز تازه ای نیست؛ و تا بوده، همین بوده.

قال الحسین بن علی (ع): «الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون» (مردم بندگان دنیایند و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است دین گرایند، ولی هنگامی که در تنگنای بحران ها قرار گرفتند، دین داران واقعی اندک می گردند.) [1]

بله! تقلب نکردن سخت تر از تقلب کردن است و هر کسی هم از عهده این کار بر نمی آید! عرضه می خواهد؛ لیاقت می خواهد؛ اراده می خواهد؛ ایمان می خواهد؛ اخلاق می خواهد؛ انسانیت و شرف می خواهد. و زشت ترین کاری که یک دانشجو می تواند انجام دهد، تقلب است.

سوم. مسئول جلوگیری از این غلط های اضافه کیست؟ اساتیدی که تا تقی به توقی می خورد، دست به قلم می شوند و عالم و آدم را محکوم می کنند و برای همه دنیا خط و نشان می کشند، این اساتید کدام قبرستانی هستند که ببینند عین بیست نمره امتحان را تقلب می کنند و حتی یک کلمه هم از دانسته های خودشان روی برگه نمی ریزند؟! آن هم نه یک نفر؛ نه دو نفر؛ همه! جز یک نفر؛ دو نفر؛ فقط! اساتید ما کجایند که بیانیه بدهند و دانشجویان متقلب را محکوم کنند؟! بعد بگویند که تقلب به صلاح دانشگاه و به صلاح مملکت نیست؟! بعد بگویند با دانشجویان متقلب برخورد کنید؟! بعد بگویند آنها را معرفی و رسوا کنید؟! کجایند؟! یعنی خبر ندارند سر جلسات امتحان چه می گذرد؟! یعنی اینقدر... لا اله الا الله!

چهارم. این چه طرز فکر غلطی است که جا افتاده است؛ که هر کس کارت دانشجویی داشت، «دانشجو» است؟! [دقیقاً مثل این طرز فکر غلط که هر کس کارت بسیج داشت، «بسیجی» است!] این چه طرز فکر غلطی است که جا افتاده است؛ که هر کس از زیر سردر پنجاه تومانی رد شد، «دانشجو» است؟! مادربزرگ مرحوم من -خدا رحمتش کند!- که سواد خواندن و نوشتن هم نداشت، از بسیاری از این دخترها و پسرهای متقلب دانشجوتر بود!

[1] مقام معظم رهبری، سخنرانی در جمع تشکلهای دانشجویی، قم، 18 آذرماه 1374
[2] مقام معظم رهبری، بیانات در دیدار با خانواده های شهدای دانشگاه تربیت مدرس، 14 شهریورماه 1370
[3] بحارالانوار، جلد 44، صفحه 383

آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30