تبلیغات
خـون بهـا - حسینی هستیم و تا ابد حسینی می مانیم
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
حسینی هستیم و تا ابد حسینی می مانیم

عاشقانه ترین شب تاریخ، شب عاشورای سال 61 هجری قمری. شب بی قراری زینب (س). چه بر دل زینب کبری (س) گذشت؟ زمزمه های تلخ برادر، دلشوره به جانش انداخته بود:

یا دَهر اُفٍّ لَکَ مِن خَلیلٍ / کَم لَکَ بِالاِشراقِ وَ الأصیلِ
مِن صاحِبٍ أَو طالِبٍ قَتیلٍ / وَ الدَّهرُ لا یَقنَعُ بِالبَدیلِ
وَ إِنَّمَا الاَمرُ إِلَی الجَلیلِ / وَ کُلُّ حَیٍّ سَالِکٌ سَبیلی

(ای دنیا! اف بر دوستی تو كه بسیار از دوستان و خواستارانت را سپیده دمان و شامگاهان به كشتن می دهی و هرگز به بدیل آنان قناعت نمی ورزی. همانا كارها به خدای بزرگ واگذارده و هر زنده‌ای رهروی ناگزیر این راه است.) [1]

و حسین (ع) سینه پردرد و رنج خواهر را مهیا می سازد: «یَا اُختاهُ اِتَّقی اللهَ وَ تَعَزَّی بِعَزاءِ اللهِ وَ اعلَمِی اَنَّ اَهلَ الاَرضِ یَمُوتُونَ وَ اَنَّ اَهلَ السَّماءِ لا یَبقُونَ وَ اَنَّ کُلُّ شَیءٍ هَالِکٌ الّا وَجهُ اللهِ الَّذی خَلَقَ الخَلقَ بِقُدرَتِهِ وَ یَبعَثُ الخَلقَ وَ یَعُودونَ وَ هُوَ فَردٌ وَحدَهُ» (ای خواهر! از خدای بترس و به شکیبایی از جانب خدای، تسلّی جوی و بدان که اهل زمین می میرند و اهل آسمانها نمی مانند و هر چیز فانی شود مگر وجه الله، همان خدایی که خلق را به قدرت خود آفرید و باز آنها را برانگیزاند و بازگرداند و خدا خود تنهاست.) [2]

×××

زینب جان! مصیبتی تازه بر جان و پیکر شیعه نشسته است که هرگز تاب آن ندارد؛ جز به یاری شما. درد دل ما را هم می شنوید؟ زینب جان! می خواهیم از مصیبت یک انحراف بگوییم. می خواهیم از آتش انحراف از خط غدیر بگوییم. می خواهیم از انحراف از مدار ولایت بگوییم. می خواهیم از آتش فتنه و نفاق بگوییم. همان آتشی که به درب خانه علی (ع) و صدیقه طاهره (س) افتاد؛ همان آتشی که به جان خیمه ها افتاد؛ همان آتشی که به دامان طفلان یتیم افتاد... و می خواهیم از دشمنی ها بگوییم؛ از بغض ها و از کینه ها بگوییم؛ از همان بغض ها و کینه هایی که لگد شد و به درب خانه خورد؛ همان بغض و کینه ای که عمود آهن شد و بر فرق سر خورد...

چه بگوییم؟! به فرزندان رسول خدا (ص) توهین کردند. به پیر مراد ما، خمینی کبیر (ره) توهین کردند. به مولای ما، به نایب امام زمان ما (عج) توهین کردند. ناسزا گفتند. تهمت زدند... چه بگوییم؟! دین را برای دنیا می خواهند. اسلام را برای شکم ها و فرج هایشان می خواهند... چه بگوییم؟! همان کردند که کوفیان کردند. کاروان مصیبت دیده عاشورایی را سنگ باران کردند. نمازگزاران ظهر عاشورا را سنگ باران کردند. به قلب های شکسته از داغ حسین (ع) خندیدند. به اشک های چشم سوگواران حسین (ع) طعنه زدند. هلهله کردند. پایکوبی کردند. بساط مطربی به راه انداختند. مصحف کلام خدا را ورق ورق کردند و به آتش کشیدند. لب های گشوده به زمزمه های قرآن را به خون سرهای سپرده آغشته کردند. هر چه را که می توانستند غارت کردند و آنچه ماند سوزاندند... چه بگوییم؟!... چه بگوییم؟!... از کدام مصیبت بگوییم؟!...

زینب جان! این بی تابی را بر ما ببخش! بر ما ببخش که اینچنین از مصیبت ها به ستوه آمده ایم! می خواهیم به قلب سپاه یزید زمان بتازیم. می خواهیم انتقام سیلی زهرا (س) را بگیریم. سینه هایمان تنگ شده است. در انتظار شهادتیم. استخوان در گلو و خار در چشم، چشم در چشم مولا و گوش به فرمان او، به انتظار نشسته ایم. به انتظار... به انتظار...

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا» (از مؤمنان مردانی هستند که به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا کردند، بعضی بر سر پیمان خویش جان باختند و بعضی چشم به راه اند و هیچ پیمان خوددگرگون نکرده اند.) [3]

×××

ای یزید زمان! بشنو! از کلام الله مجید بشنو!:
«وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ» (کافران مپندارند که در مهلتی که به آنها می دهیم خیر آنهاست. به آنها مهلت می دهیم تا بیشتر به گناهانشان بیفزایند، و برای آنهاست عذابی خوار کننده.) [4]

ای یزید زمان! بشنو! از زبان حسین بن علی بن أبیطالب (ع) بشنو!:
«هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة، یَأبَی اللهُ ذالِکَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَت وَ حُجُورٌ طَهَرَت وَ أُنُوفٌ حَمِیَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِیَّةٌ مِن أَن تُؤثِرَ طَاعَةَ اللِّئامِ عَلی مَصارِعِ الکِرامِ» (هیهات که ما زیر بار ذلت برویم! زیرا که خدا و پیامبرش و مؤمنان از اینکه ما پذیرای ذلت باشیم راضی نیستند، دامن های پاک مادران و اندیشه های روشن غیرتمندان و شخصیت های با شرافت و اصیل روا نمی دارند که اطاعت از پست و لئیم را بر قتلگاه اهل کرامت مقدم بداریم.) [5]

×××

زینب جان! هجر یوسف زهرا (س) گلوگیر است. زینب جان! دل از عمر بی یوسف زهرا (ع) سیر است. زینب جان! دست به دعا بردار و برای ظهور منتقم آل محمد (ص) دعا کن!...

[1] لهوف، صفحه 81؛ تاریخ طبری، جلد 5، صفحه 443
[2] همان
[3] سوره احزاب، آیه 23
[4] سوره آل عمران، آیه 178
[5] لهوف، صفحه 96
مدتی پس از نوشت:
خدا هم قبول کند و هم ببخشد! این متن را شب امتحان نوشتم. دقایقی پیش از اذان صبح. حال و هوایم اقتضا می کرد که اینگونه بنویسم. به قول یکی از دوستان، بیشتر شبیه روضه است! حق روضه هم که گریه است و من هم...

آخرین مطالب