تبلیغات
خـون بهـا - فاتحه مع الصلوات!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
فاتحه مع الصلوات!

در تمام طول تاریخ، حبل متین، جایگاه ولایت بوده است. در صدر اسلام، پیامبر (ص) و ائمه اطهار (علیهم اسلام) به ترتیب، و در عصر غیبت، نایبان امام زمان (عج). امروز محوریت تجمیع دانشجویان مؤمن و انقلابی ما در دانشگاههای کشور در تشکل بسیج دانشجویی، ولایت فقیه است؛ ولایت رهبری عظیم الشأن، سید علی حسینی خامنه ای.

تا زمانی که بشری بر روی زمین زنده است، یک نفر ولی خدا است؛ و تا ولی خدا هست، ما مثل پروانه حول شمع وجودش می گردیم و می گردیم و می گردیم و ... و هر روز عزتمندتر می شویم. تفکر بسیج عمر به قدمت تاریخ دارد و تا ابد هم زنده خواهد بود.
***

تصور من این بود که محوریت تجمیع دانشجویان حول تشکل انجمن اسلامی دانشجویان، اسلام باشد. اما از مهر 85 تا ماههای آخر 87 به وضوح دیدم که چیزی غیر از اسلام است که اعضای انجمن اسلامی را -با این همه تضادهای ریشه ای که در ظاهر و در مبانی فکری و اصول رفتاری و در اخلاق، با هم دارند- گرد هم جمع کرده و به تعامل می رساند: عشق خاتمی!

این هنر خاتمی بود که این طیفی گسترده از مردم و دانشجویان را گرد هم و زیر پرچم اصلاحات جمع کند و آنها را در مسیری که برایشان ترسیم می کرد، حرکت دهد. کمتر کسی در مملکت ما توانسته است چنین مهارتی را از خود به نمایش بگذارد.

وقتی تنور انتخابات داغ شد و مهندس موسوی و شیخ کروبی وارد عرصه شدند و خاتمی کنار کشید، کم کم این محوریت تضعیف و آن اختلافات رو شد. خاتمی رفت و انجمن اسلامی ماند و هزار تضاد و تنشی که باید حل می شد و در نهایت، به موسوی یا به کروبی منجر می شد. محوریت واحد خاتمی 22 میلیونی، جای خود را به محوریت دوتکه موسوی و کروبی 13 میلیونی داد. افت 9 میلیونی!

این محوریت 9 میلیونی، در راهپیمایی انقلاب تا آزادی، دست کم به اندازه 8 میلیون دیگر افت کرد و جای خود را به محوریت اعتراض به نتیجه انتخابات و شعار «مرگ بر دیکتاتور» داد. گذشت و روز قدس شد. شد 20 هزار نفر در بهترین حالت، با محوریت شعارهای «نه غزه، نه لبنان» و «جمهوری ایرانی». 13 آبان شد و 5 تا 7 هزار نفر با محوریت «مرگ بر چین» و «سفارت روسیه، لانه جاسوسیه» گرد هم آمدند. و ...

16 آذر 1388، در هفده هجده دانشگاه کشور سر و صدایی شنیده شد. در سه چهار دانشگاه تعدادشان به اندازه ای می شود که با چشم غیرمسلح دیده می شوند. جمعاً 2 تا 3 هزار نفر باقی مانده بودند. اکنون هم که حدود ده روز از آن ماجرا می گذرد، این دو سه هزار نفر شده اند چند صد نفر که با محوریت «ورود لباس شخصی ها به دانشگاه» و «تسویه ی خرده حساب های شخصی با رئیس دانشگاه»، هر از چند گاهی گرد هم می آیند. و بعد از آن هم «نفی بسیج دانشجویی» محور تجمیع آنها می شود. قدم بعدی احتمالا «ترور شخصیتی مسئول بسیج دانشجویی» است. و بعد از آن... و بعد از آن، فاتحه مع الصلوات! چندان دور از ذهن نیست. این نتیجه تجمیع با محوریت غیر ولی خداست.

پس از نوشت:
تازگی ها از به کار بردن واژه «اسلامی» بعد از «انجمن» کراهت دارم!

آخرین مطالب