تبلیغات
خـون بهـا - علت اصلی مقابله نظام با جنبش سبز
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
علت اصلی مقابله نظام با جنبش سبز

ایران پس از گذشت سی سال از عمر انقلاب، یک انتخابات بی سابقه را تجربه کرد. نزدیک به چهل میلیون نفر در این انتخابات شرکت کردند. این نشان می دهد که سرنوشت انقلاب و نظام برای مردم اهمیت دارد. چه آنها که «موافق» هستند، چه آنها که «مخالف» هستند، هر دو دست به کار می شوند و برای پیشرفت کشور وارد صحنه می شوند. بدیهی است که حضور مردم در پای صندوق های رأی، نشان دهنده این است که مردم این نظام را با این آرمان ها و با این ارزش ها و با این قانون اساسی دوست دارند و به آینده آن امید دارند.

چنین وضعیتی برای دشمن مطلوب نیست. با شناختی هم که از دشمنانمان داریم، می دانیم که هرگز دست از اقدام علیه ما نخواهند کشید. در این دوره، اقدامات دشمن در مقایسه با دوره های قبل متفاوت بود. چون شرایط کاملاً فرق می کرد.

پیش از این، هدف اصلی اقدامات دشمن، القای احساس نارضایتی در بین مردم بود. این بار، هدف، جلوگیری کردن از روند تسریع شده پیشرفت و توسعه بود.

ایران توانسته بود در سال های اخیر، به دستاوردهای مهمی دست پیدا کند که حاصل تلاش های سی ساله دلسوزان انقلاب و نظام بود. این دستاوردها سبب خودباوری و امیدواری مردم به آینده کشور شده بود و این از هر چیز دیگری برای دشمن بدتر بود. برای جلوگیری از این روند رو به رشد، باید گفتمان حاکم بر دولت و ملت تغییر می کرد. و تغییر آن، جز با تغییر رئیس جمهور ممکن نبود.

ارزیابی ها نشان می داد که رئیس جمهور وقت ایران از محبوبیت کافی برای تصدی این پست در دولت بعدی برخوردار است. واضح بود که اگر مثل سابق راه تحریم انتخابات را در پیش بگیرند، هرگز به خواسته های خود نخواهند رسید. تجربه نشان می داد که تبلیغات منفی علیه شخص رئیس جمهور و دولت وقت هم نمی تواند کارساز باشد. چرا که بخش عمده جمعیت ایران تحت تأثیر این تبلیغات نیستند و اغلب از وضعیت موجود رضایت دارند.

تجربه انقلاب های مخملی در کشورهایی نظیر اوکران، گرجستان و قرقیزستان، دشمن را مجاب کرد که دست به چنین اقدامی، این بار در ایران بزند. اقداماتی در این خصوص در کشور ما صورت دادند اما خیلی زود به این نتیجه رسیدند که جامعه ایران، قابلیت پذیرش انقلاب مخملی را ندارد.

با این وضعیت، دشمن تصمیم گرفت با حمایت جدی از یک کاندیدای مخالف رئیس جمهور وقت ایران، آخرین شانس خود را بیازماید. این حمایت از کسی صورت گرفت که بیشترین محبوبیت را در بین کاندیداهای مخالف داشت. به این ترتیب شانس دشمن برای رسیدن به مطلوبش بیشتر می شد.

انتخابات دولت دهم در ایران برگزار شد. مشارکت بی نظیر مردم دنیا را شگفت زده کرد. دشمن به کلی امید خود را از دست داد و سعی کرد این مسأله را کم اهمیت جلوه دهد. اما حوادثی پس از انتخابات شکل گرفت که به دشمن امید داد. دشمن تصمیم گرفت پروژه انقلاب مخملی در ایران را از سر بگیرد و آن را عملی کند. تغییر مواضع و تحول رفتاری ناگهانی سران دولت های بیگانه و رسانه های آنها پس از اولین نشانه های اعتراض در ایران، جای تأمل بسیار دارد.

حوادث پس از انتخابات، از آن جهت اهمیت دارد که به دشمن فرصت دخالت در یک جریان اجتماعی و سیاسی داخل کشور را داد. این برای استقلال کشور تهدید جدی به حساب می آمد. زیرا دشمن می توانست در جریان این حوادث برای خود پایگاه های اجتماعی در داخل کشور ایجاد و ساماندهی کند و به طرق مختلف به نظام ضربه وارد کند.

در این بین، افرادی از روی ناآگاهی و غفلت، به گونه ای رفتار کردند که دشمن را در جهت خواسته هایش یاری می کرد. آنچه که علت اصلی برخورد با جریان مخالف و افراد همراه با این جریان قرار گرفت، این رفتارها بود.

اگرچه نظام جمهوری اسلامی نتوانسته است تا کنون ساز و کار مناسبی برای تعامل با مخالفان خود ایجاد کند تا بتواند از وجود مخالف به عنوان یک فرصت استفاده کند، لکن جریان مخالف نیز نباید به بهانه این ضعف، به گونه ای عمل کند که کشور در معرض خطرات جدی قرار بگیرد. قطعاً جریان مخالف می تواند ضمن مطالبه خواسته های خود، راه خود را از دشمنان جدا کند و اثبات کند که جز خیر برای انقلاب اسلامی ایران نمی خواهد.

پی نوشت:
مباحثی در بخش نظرات مطالب اخیر شکل گرفت. احساس کردم بسیاری از دوستانی که متفاوت با من فکر می کنند، از اساس فکری مقابله نظام با جریان معترض و مخالف موسوم به جنبش سبز، آگاه نیستند. اگرچه برخی از هم نظران هم اینچنین هستند! لذا تصمیم گرفتم در مطلب کوتاهی به تبیین این موضوع بپردازم تا شاید گره از کار این مباحث باز شود.

آخرین مطالب