تبلیغات
خـون بهـا - اول آقای روحانی باید پاسخگو باشد؛ بعد نیلی!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
اول آقای روحانی باید پاسخگو باشد؛ بعد نیلی!

این مطلب، بخش كوچكی از مطلب مفصل تری است كه برای درج در یكی از سایت های خبری نوشته ام. به دلیل اهمیت و فوریت موضوع، این بخش كوتاه روی این وبلاگ منتشر می شود و در صورتی كه مابقی مطلب در زمان مناسب و بدون سانسور روی سایت خبری مذكور كار نشود، مطلب بعدی مكمل این مطلب خواهد بود و مطالب حائز اهمیتی در بر خواهد داشت. صرفاً برای روشن شدن سندیت این مطلب برای مخاطبان، عرض می كنم كه بنده به عنوان جانشین از اواخر سال هشتاد و پنج و به عنوان مسئول بسیج دانشجویی پردیس دانشكده های فنی دانشگاه تهران در سال هشتاد و هشت، به طور مستقیم با آقای نیلی و جریانی كه ایشان به آن تعلق دارد، و با تیم كاری ایشان، به صورت مداوم كار كرده ام و خیلی مواردی كه در مورد آقای نیلی برای خیلی ها كد به حساب می آید، برای من خاطره است!

***

انتخاب آقای نیلی برای وزارت علوم از این جهت برای من تعجب آور و مضحك بود كه فكر نمی كردم آقای روحانی كسی را به عنوان وزیر معرفی كند كه در عمل نشان داده است كه حتی برای مدیریت یك دانشكده هم مناسب نیست. در مورد آقای نیلی در مطالب بعدی بیشتر صحبت خواهم كرد؛ ولی اول در مورد دولت و آقای روحانی نكاتی كه فكر می كنم مهم هست ذكر می كنم.

متأسفانه آقای روحانی كه جزو منتقدین تند و تیز رفتارهای آقای احمدی نژاد بوده و هست، با این انتخاب خود نشان داد كه در لجاجت و استبداد رأی و تقسیم بندی كردن نخبگان كشور به خودی و غیرخودی، استاد احمدی نژاد است. همان رفتارهای احمدی نژاد دارد با شكل ظاهری شیك تر و با یك ژست روشنفكری و نخبگانی و دیپلماتیك تكرار می شود؛ وگرنه باطن كار با آنچه در گذشته از احمدی نژاد -به خصوص در جریان اصرار بر حفظ جایگاه اسفندیار رحیم مشایی- دیدیم، تفاوتی ندارد.

به نظر من این نكته بسیار ظریفی است كه باید مورد توجه نخبگان و ملت قرار بگیرد. مردم باید بدانند كه نسبت به گذشته، فقط شكل ظاهری و پوشش كارها عوض شده و در باطن همان مسیری طی می شود كه در گذشته طی می شد و حتی در بعضی موارد، اشتباهات و انحرافات بزرگتری هم وجود دارد كه خوب؛ جز با تعمق و دقت نظر، كشف نمی شود. بنابراین، فراتر از اینكه آقای نیلی چه كسی است و باید وزیر بشود یا نشود، این رفتار آقای روحانی است كه مورد انتقاد و اعتراض بنده است.

آقایان توفیقی، میلی منفرد، فرجی دانا، نیلی و تعداد قابل توجه دیگری از استاتید دانشگاه تهران -كه حضور اساتید دانشكده فنی در این جمع پررنگ تر هم هست- به نوعی اعضای یك باند سیاسی در دانشگاه -در پایگاه دانشكده فنی- هستند كه به نظر می رسد هسته مركزی این باند سیاسی، در دوره دولت های ششم و هفتم در دانشگاه تهران شكل گرفته باشد؛ به خصوص در زمانی كه آقای فرجی دانا رییس دانشگاه تهران بوده است. بنابراین، همه اشكالات اساسی كه در آقایان توفیقی و میلی منفرد و فرجی دانا وجود داشت -كه مانع رأی اعتماد برای ایشان می شد- عیناً در آقای نیلی هم وجود دارد؛ به اضافه اینكه آقای نیلی به مراتب از نظر شخصیتی و توان و رفتار مدیریتی، از سایر این آقایان ضعیف تر است و از نظر من، ایشان حتی به درد تدریس در دانشگاه هم نمی خورد؛ چون ویژگی های شخصیتی اساسی یك استاد دانشگاه را هم ندارد.

بنابراین، موضعی كه باید در برابر این انتخاب آقای روحانی اتخاذ كرد، باید این باشد كه پشت پرده وزارت علوم چه می گذرد یا قرار است چه بگذرد كه شما حاضر شده اید برای بقای این باند و جریان خاص در رئوس قدرت این وزارت خانه و زیرمجموعه هایش، چنین انتخاب ضعیفی بكنید؟ چه كسی قرار است در پشت پرده این وزارت خانه، خلأ وجود وزیری شایسته و لایق را پر كند؟ و اساساً خواسته ها و انتظارات شما از وزارت علوم چیست كه جز با فردی كه متعلق به این جریان خاص باشد، این خواسته ها و انتظارات محقق نمی شود؟ چرا شخصی انتخاب شده كه حتی برای ریاست دانشگاه تهران هم مورد تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار نگرفت؟ دیگر بماند كه پیام های مكرر از طرف خودی هایتان به شما رسیده كه ایشان قابل دفاع در صحن مجلس نیست و رأی اعتماد نخواهد آورد!

آخرین مطالب