تبلیغات
خـون بهـا - نرمش فنی؛ نه نرمش قلبی!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
نرمش فنی؛ نه نرمش قلبی!

از روزی كه گفتگوی حسن روحانی و اوباما اتفاق افتاد و خبرش به گوشم رسید، فكرم هزار راه رفته و برگشته(!) تا به اینجا رسیده است:

واقعیت این است كه امریكا در سوریه گرفتار شده موقعیتش ایجاب می كند كه راهی برای تغییر وضعیت خود در منطقه دست و پا كند. ایستادگی روسیه در قضیه سوریه و جدیت ایران در حمایت از مقاومت و نقش آفرینی پررنگ ایران در منطقه، راهی برای امریكا باقی نمی گذارد؛ جز اینكه بازی جدیدی تعریف كند و آن را پیش ببرد تا بلكه بیشتر از این در باتلاق سوریه فرو نرود.

فناوری هسته ای ایران پیشرفت كرده و تثبیت شده و دیگر تعلیق یا تعطیلی آن دور از ذهن است. ایران هم اگر در پی ساخت سلاح هسته ای بود، تا امروز به آن دست پیدا بود. حتی از رفتار سیاسی ایران هم می شود فهمید كه این كشور بمب اتمی ندارد و پیگیر داشتن آن هم نیست.

من فكر می كنم كه موضوع اصلی گفتگوی روحانی و اوباما، پرونده هسته ای ایران نبوده است؛ بلكه موضوع این گفتگو، سوریه بوده است. بحثی هم كه درباره پرونده هسته ای ایران شده، یك بحث حاشیه ای بوده است. تأكید بر حقوق هسته ای ایران و مذاكره و لغو تحریم ها و اعتمادسازی بیشتر، موضوعی نیست كه به خاطر طرح آن، تماسی در دقیقه نود سفر روحانی، بین او و اوباما برقرار شود و پانزده دقیقه -هر چند با احتساب ترجمه- درباره آن گفتگو شود و پس از آن، هر دو طرف مدعی شوند كه درخواست كننده مكالمه نبوده اند! كی بود، كی بود، من نبودم!!!

درد امریكا، مقاومت در سوریه و لبنان و فلسطین است. درد امریكا، امنیت ملی اسراییل است. درد امریكا، باتلاق عراق و افغانستان است. درد امریكا، موشك ها، پهپادها، قایق های تندرو و ناوشكن ها و قدرت و نفوذ اطلاعاتی و عملیاتی ایران است. درد امریكا، گرایش به اسلام، گرایش به حجاب، گرایش به اقتصاد بدون ربا، گرایش یه مهدویت و نگاه دینی به آخرالزمان است. درد امریكا، بیداری اسلامی است...

وقتی گفتگوی مستقیمی بین روحانی و اوباما اتفاق می افتد، پس ذهن اوباما این واقعیت ها رفت و آمد می كنند كه ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران، ضد منافع حاكمیت ایالات متحده امریكاست و ایران زمانی برای امریكا عادی خواهد شد كه رژیم آن تغییر كرده باشد. بنابراین، «ما به دنبال تغییر رژیم در ایران نیستیم» یك حرف مفت است! اگر قدرت دفاع سخت و نرم ایران در برابر هجوم غرب تا این اندازه مستحكم و مطمئن نبود و اگرامریكا برای بیرون آمدن از باتلاق سوریه و عراق و افغانستان، تا این اندازه به كمك ایران نیازمند نبود، اوباما هم مثل بوش، بعد از كلی مذاكره و اعتمادسازی، ایران را محور شرارت می نامید.

اولین بازنده این بازی، امریكاست؛ چون هرگز به مقاصدش درباره انقلاب ایران و نظام ایران و منافعش در منطقه نخواهد رسید؛ دومین بازنده هم كسانی هستند كه معتقدند كه شاه كلید حل و فصل همه مشكلات اقتصادی كشور، كنار آمدن با امریكاست. شاید در آینده، همان سرنوشتی كه برای فتنه رقم خورد، برای این رویكرد و عملكرد در سیاست خارجی هم رقم بخورد و خیلی چیزها برای مردم و نخبگان روشن شود.

نرمش، زمانی قهرمانانه است كه فراموشمان نشود كه طرف مقابل، دشمن ماست؛ دشمن دین و آیین ماست؛ دشمن ملت و حاكمیت ماست... به همین دلیل است كه من معتقدم كه اگر روزی لازم باشد كه با امریكا كنار بیاییم، كسی كه به درد پیگیری این سیاست می خورد، كسی است كه در دلش حقد و كینه امریكا موج بزد؛ تا اگر نرمشی نشان داد، نرمش فنی باشد؛ نه نرمش قلبی! با این غش و ضعف و ذوقی كه كشتی گیر ما از خودش نشان می دهد، می ترسم چنان ضربه فنی شود كه مجبور شوند با برانكارد از گود خارجش كنند؛ كه امیدوارم هرگز چنین نشود!

آخرین مطالب