تبلیغات
خـون بهـا - اصول گرایی كار سختی است!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
اصول گرایی كار سختی است!

یكم. به اعتقاد من، جایگاه و شخصیت روحانی دین شناس یا معلم اخلاق یا مبلغ دین، پذیرای این نیست كه به صورت مصداقی وارد مباحث سیاسی شود؛ فرقی هم نمی كند كه موضع گیری اش صحیح باشد یا نباشد. جایگاه من و شما هم پذیرای این نیست كه به صرف اینكه به چنین شخصیت هایی ارادت و علاقه داریم، مؤید و مجری نظراتشان باشیم. بر اساس همین عقیده، رأیی كه من در انتخابات دادم، تقلیدی نبوده است.

دوم. من -به قول بچه ها گفتنی- پایداری چی نیستم. جبهه پایداری در نظر من منفور نیست؛ محبوب هم نیست. اساساً من به پایداری و آدم هایش اهمیت خاصی نمی دهم. بنابراین، رأیی كه من در انتخابات دادم، جبهه ای هم نبوده است!

سوم. اصول گرایی كار سختی است. اینكه بخواهی به مشكلات روز كشور اشاره كنی ولی سیاه نمایی نكنی، كار سختی است. اینكه بخواهی رأی جمع كنی ولی رأی نخری، كار سختی است. اینكه بخواهی تبلیغ كنی ولی شعارپراكنی نكنی، موج سواری نكنی، دعوای زرگری درست نكنی، فریب ندهی، كار سختی است. اینكه بخواهی تعریف و تمجید كنی، ولی اغراق و غلو نكنی، كار سختی است...

در مقابل، حریف تو تخریب می كند، سیاه نمایی می كند، موج سواری می كند، فریب می دهد، اغراق می كند و هزار ترفند دیگر به كار می برد. در چنین وضعیتی، چگونه می خواهید پیروز میدان باشید؟ باید ایمان و اعتقادی كه داری، نقطه قوتی كه داری، روشی كه داری، طرح و برنامه ای كه داری، خوب تبیین و اثبات كنی؛ كاری كه هنر می خواهد؛ هنری كه هر كسی ندارد.

جریان اصولگرایی برای تبیین و اثبات خود به شخصیت هایی همچون شهید مطهری و شهید بهشتی نیاز دارد. در بین اصولگرایان شخصیت های بزرگ زیاد داریم ولی آن نقشی كه شهید مطهری و شهید بهشتی در تبیین مبانی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی داشتند، امروز كمبودش احساس می شود. من فكر می كنم كه ما در تبیین و اثبات خود ضعیف عمل كرده ایم.

چهارم. بیایید به انتخابات 96 فكر كنیم. فرض كنید هیچ تشتت آرایی در بین اصول گرایان وجود ندارد و قرار است یك نفر معرفی بشود. به نظر شما، آن یك نفر چه كسی باشد خوب است؟ در برابر روحانی كه در آن زمان مدافع جایگاه ریاست جمهوری خواهد بود، چه كسی می تواند قد علم كند و حرفی برای گفتن داشته باشد؟

ای كسانی كه به من می گویید واقع بین باش! بخشی از واقعیت این است كه ما حداد را كنار می گذاریم؛ مثل آب خوردن؛ بعد برایش همایش تجلیل برگزار می كنیم؛ بعد می رویم سراغ كوبیدن پایداری و جلیلی و آقای پناهیان و آقای مصباح و من! وقتی دلمان خنك شد، در كسوت اپوزوسیون فرو می رویم و سیر می كنیم تا انتخابات بعدی و باز همان آش و همان كاسه! این هم بخشی از واقعیت است؛ در كنار كناره گیری نكردن جلیلی به نفع قالیباف و در كنار خیلی واقعیت های دیگری كه گفتنش بی فایده به نظر می رسد.

پنجم. احمدی نژاد دو دوره رییس جمهوری اسلامی ایران بود؛ ولی من فكر می كنم هنوز این بشر یك ابعاد وجودی دارد كه شناخته نشده است و هنوز زحماتی كه كشیده و كارهایی كه كرده -و خدایی ناكرده، خرابكاری هایی كه كرده- به صورت كامل مشخص نیست. به همین دلیل، اگر عمری باشد، باید دست كم دو سه سالی صبر كنیم تا خیلی چیزها مشخص بشود.

ششم. خوب نیست برای وبلاگ مطلب طولانی بنویسیم. این روش شماره گذاری كردن موضوعات هم پوشش خوبی است برای پراكندگی مطلب!

آخرین مطالب