تبلیغات
خـون بهـا - معیارهایی برای انتخاب بهتر (1)
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
معیارهایی برای انتخاب بهتر (1)

در كشور ما، یك شكاف هایی بین دیدگاه های رهبری و مسئولان ارشد كشور وجود دارد كه اگر این شكاف ها پر شود، سرعت و شتاب پیشرفت كشور چندین برابر می شود و بسیاری از مشكلات كشور حل می شود.

یكی از این شكاف ها، نگاه راهبردی و بلند مدت است. این نكته درست است كه جایگاه رهبری، جایگاه نگاه راهبردی و بلند مدت است، ولی مسئولان ارشد كشور هم كه پیگیری كننده راهبردها و اهداف بلند مدت هستند، باید دارای اینگونه نگاه باشند؛ وگرنه بر سر سیاست ها و استراتژی هایی كه از سوی رهبری تعیین می شود، همان بلایی می آید كه تا امروز بر سر سیاست های ابلاغ شده از سوی رهبری آمده است. تا كنون بیش از بیست سیاست و راهبرد از سوی رهبری ابلاغ شده كه به جز سیاست های اصل 44 كه در مجلس به شكل قانون درآمد و كم و بیش پیگیری می شود، مابقی فراموش شده اند و خاك می خورند.

شكاف دیگری كه نظام ما از آن رنج می برد، همان رویكرد معروف «جذب حداكثری و دفع حداقلی» و «جلب مشاركت عمومی» است. اینكه رییس جمهور كشور ما بتواند از همه شخصیت ها در پیشبرد نظام در راستای راهبردها و به سوی اهداف استفاده كند، یكی از ضرورت های امروز كشور ماست. مسئولان ارشد كشور ما باید بتوانند با همه افرادی كه در این نظام دارای تجربه هستند یا در زمینه هایی صاحب نظر و كارشناس هستند كار كنند و مشاركتشان را جلب كنند. تا امروز فقط شخص رهبری توانسته است در سطح كلان كشور به آن عمل كند. از جمله اینكه آقای هاشمی با آن اختلاف نظرها و تفاوت رویكردهای عمیقی كه با رهبری دارد، در مجمع فعال بود و از تجربه ها و انرژی ایشان در چارچوب نظام و در راستای حركت نظام استفاده شد؛ در حالی كه اگر كنار گذاشته می شد، اگر منشأ فساد نمی شد، خیری هم برای نظام نمی داشت.

اكنون بد نیست هنگام انتخاب رییس جمهور آینده كشور، به این دو مقوله توجه كنیم. چه كسی می تواند به كشور یك جهت گیری و هدفگیری بلند مدت بدهد و كشور را بر اساس راهبردهای تبیین شده از سوی رهبری پیش ببرد؟ و چه كسی است كه می تواند در این حركت، از همه ظرفیت های همه شخصیت های مطرح نظام استفاده كند؟

شاید الان برای گفتن این حرف دیر باشد. البته من در فضای مجازی كم و بیش برای دوستانم گفته ام؛ ولی به خاطر احساس تكلیف نسبت به این موضوع، اینجا هم به ان اشاره می كنم: دكتر صادق واعظ زاده، شخصیتی است -در واقع، بین آن ثبت نام كننده ها، تنها شخصیتی است- كه من فكر می كنم می تواند هر دو شكاف مذكور را پر كند؛ به اضافه اینكه مدیریت بر مبنای دانش به روز و به كارگیری نخبگان علمی در بدنه حاكمیت هم می توانست ویژگی مثبت دیگر ایشان باشد.

دكتر واعظ زاده هم دارای سوابق اجرایی خوبی است، هم ویژگی های مثبتی در شیوه مدیریت دارد كه همه این ها در سوابق ایشان قابل مشاهده است و به صورت عملی اثبات شده است. در اینكه ایشان مدیر و مدبر است و از رجل سیاسی و مذهبی كشور است، شكی نیست و مراجعه به سوابق ایشان و اندكی جستجو درباره شیوه های كاری ایشان، گواه این مطلب خواهد بود.

اینكه ایشان از سوی شورای نگهبان تأیید صلاحیت نشد، برای من عجیب بود. به راستی، شورای نگهبان چه نقطه ضعفی در ایشان دیده یا اینكه چه نقطه قوتی در ایشان ندیده كه صلاحیت ایشان را تأیید نكرده است؟! وقتی در بین تأیید صلاحیت شدگان، شخصی همچون آقای غرضی حضور دارد، نبودن دكتر واعظ زاده غیر قابل قبول می نماید؛ هر چند، از این غیر قابل قبول ها، موارد دیگری هم هست.

آخرین مطالب