تبلیغات
خـون بهـا - چقدر مهم است كه چه كسی رییس جمهور آینده امریكا باشد؟!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
چقدر مهم است كه چه كسی رییس جمهور آینده امریكا باشد؟!

درباره انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریكا، دو دیدگاه خیلی رایج است:

دیدگاه اول این است كه با تغییر رییس جمهوری امریكا -كه اغلب با انتقال قدرت از یك حزب به حزب دیگر همراه بوده است- سیاست های این كشور دچار تغییراتی می شود كه پیامدهایی هم در سطح جهانی دارد. برای توضیح این دیدگاه هم معمولا جرج بوش با اوباما مقایسه می شود.

دیدگاه دوم كه بصیرتمندانه تر جلوه می كند، این است كه سیاست های ایالات متحده امریكا ثابت است و رییس جمهوری های امریكا عروسك های خیمه شب بازی هستند كه ویترین حاكمیت این كشور را زینت می دهند و حداكثر یك تفاوت ظاهری به شكل تغییر در آن آدم و ادبیات سیاسی امریكا ایجاد می كنند و در نهایت، مسیری كه طی می كنند، مسیری از پیش تعیین شده است.

به عقیده من، هر دو دیدگاه تا حدی درست است؛ اما اگر هر دو در كنار هم و به صورت كلان تر دیده شوند، دیدگاه كامل تری به دست می آید كه با استفاده از آن می توان تفسیر بهتری نسبت به انتخابات های ریاست جمهوری امریكا و تغییرات رفتاری حاكمیت این كشور پس از هر تغییر رییس جمهوری ارائه كرد.

سیاست های كلان ایالات متحده امریكا در تاریخ چند صد ساله این كشور مشخص و ثابت بوده است؛ به اندازه ای هم شفاف و واضح بوده كه نیازی به تحلیل ها و تفسیرهای پیچیده برای كشف آن نیست. درستش هم همین است! كه سیاست های كلان یك كشور، بسیار شفاف و روشن و ثابت باشد و حركت آن كشور در راستای این سیاست ها باشد؛ به گونه ای كه به روشنی بتوان این سیاست ها را از حركت آن كشور تشخیص داد؛ نه اینكه در بیانیه استراتژیك یا سند چشم انداز آن كشور آن را مطالعه كرد و بعد با هزار زحمت جست و جو كرد تا بتوان نشانه ای از پایبندی به این سیاست ها و استراتژی ها یافت!!!

استراتژی های خردتر لزوماً ثابت نیستند. ممكن است این استراتژی ها به خاطر شكست خوردن، یا كهنه شدن، یا كشف استراتژی های اثربخش تر، یا به هر دلیل دیگری تغییر كنند. همچنین، لزوماً شفاف و روشن نیستند. گاهی مصلحت بر این است كه این استراتژی ها به چشم نیایند یا مخفیانه دنبال شوند.

در رفتار حاكمیت امریكا در طول تاریخ، تغییرات و دوگانگی هایی دیده می شود كه ناشی از تغییر در استراتژی ها خرد یا پنهانی بودن یا عدم شفافیت آن ها است. امروز ممكن است اینگونه به نظر برسد كه جنگ افروزی جرج بوش و خروج نیروهای نظامی امریكا از عراق و افغانستان در دوره اوباما، با هم در تضاد باشند؛ در حالی كه ممكن است یك سیاست و استراتژی پنهانی وجود داشته باشد كه هر دوی این رویكردها ذیل این سیاست تعریف و برنامه ریزی شده باشند. یا اینكه ممكن است حقیقتاً تغییری در سیاست ها و استراتژی های ایالات متحده امریكا صورت گرفته باشد كه اكنون بر اساس آن، اوباما بر خلاف مسیری كه جرج بوش رفته بود حركت می كند.

شاید این دیدگاه درست تر باشد كه در هر دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریكا، رییس جمهوری انتخاب می شود كه بتواند سیاست ها و استراتژی های روز ایالات متحده امریكا را پیش ببرد؛ ضمن اینكه رقابت های انتخاباتی و تفاوت رویكردهایی كه بین احزاب دیده می شود و دعواهایی كه با هم دارند، به گونه ای صحنه را می آراید كه انگار همه چیز به این بستگی دارد كه چه كسی رییس جمهور بشود؛ در حالی كه همه چیز به این بستگی دارد كه امروز ایالات متحده امریكا چه استراتژی اتخاذ كرده است.


پی نوشت:
درباره ساز و كار انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریكا مطلبی نوشته ام كه روز یكشنبه 14 آبان ماه ساعت 10 صبح منتشر خواهد شد. با مطالعه این مطلب خواهید دید كه چگونه قانون انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریكا، به نام دموكراسی، امكان اینگونه صحنه سازی برای جابجا كردن رییس جمهوری و نشاندن گزینه از پیش تعیین شده را فراهم می كند.

آخرین مطالب