تبلیغات
خـون بهـا - قانون انتخابات ریاست جمهوری امریكا؛ مردم سالاری یا مردم فریبی؟!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
قانون انتخابات ریاست جمهوری امریكا؛ مردم سالاری یا مردم فریبی؟!

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریكا در 6 نوامبر 2012، پنجاه و هفتمین انتخابات ریاست جمهوری این كشور و تعیین كننده چهل و پنجمین رییس جمهوری و معاون اول رییس جمهوری امریكا خواهد بود. این مطلب، به بهانه نزدیك شدن به این انتخابات نوشته شده است.

یك بار در جمعی بودیم كه بحث دموكراسی و رأی مردم و انتخابات مطرح بود. یك كسی گفت كه امریكا در دموكراسی سابقه چند صد ساله دارد و ما از این نظر خیلی از امریكا عقب هستیم. از جنبه های مختلف می شود به این ادعا پاسخ داد؛ ولی مصداق هایی هست در این خصوص كه قابل ذكر است.

انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده امریكا فرایند پیچیده ای دارد. در مرحله اول، مردم با رأی خود، هیئت های انتخاباتی را تعیین می كنند. هر ایالت به صورت مستقل تعداد مشخصی -كه بر اساس جمعیت آن ایالت تعیین می شود- نامزد برای راهیابی به هیئت های انتخاباتی دارد. این نامزدها از سوی احزاب معرفی می شوند. با رأی مردم، هیئت های انتخاباتی تعیین می شوند و در مرحله دوم، این هیئت های انتخاباتی-كه در حال حاضر حدود 540 نفر می شوند- به نامزدهای ریاست جمهوری رأی می دهند. رییس جمهوری باید نیمی از آرای هیئت های انتخاباتی را به دست آورد.

مردم با شناخت نسبت به اینكه هر یك از نامزدهای هیئت های انتخاباتی طرفدار كدام حزب و كدام نامزد ریاست جمهوری هستند، در مرحله اول رأی می دهند. پس از مشخص شدن برندگان در مرحله اول، می توان برنده نهایی را حدس زد. این برنده نهایی، به نوعی، نه با رأی مستقیم، اما با رأی غیر مستقیم و واسطه ای، دارای رأی اكثریت خواهد بود. اما در تاریخ امریكا كم پیش نیامده است كه برنده نهایی، بر خلاف انتظار باشد. مصادیق بروز این اشكال در تاریخ انتخابات های امریكا زیاد است. در سال های 1876، 1888 و 2000، این اتفاق رخ داده است. یعنی رییس جمهوری منتخب، دارای حداكثر آرای هیئت های انتخاباتی بوده است؛ در حالی كه اكثریت آرای عموم مردم را نداشته است. اما اشكال اساسی تری هم وجود دارد.

اشكال اساسی تری كه وجود دارد این است كه اگر هیچ یك از نامزدهای ریاست جمهوری موفق به كسب حداقل نیمی از آرای هیئت های انتخاباتی نشوند، انتخاب رییس جمهوری بر عهده مجلس نمایندگان خواهد بود. با توجه به اینكه تعداد و توزیع حزبی و ایالتی و رویكردهای نمایندگان مجلس، به كلی متفاوت با هیئت های انتخاباتی است، رییس جمهوری كه توسط مجلس نمایندگان انتخاب می شود، می تواند نه دارای حداكثر آرای عموم مردم، و نه دارای حداكثر آرای هیئت های انتخاباتی باشد.

این اتفاق یك بار در تاریخ ایالات متحده امریكا افتاده است و جالب اینجاست كه هیچ اصلاحاتی برای جلوگیری از بروز این اتفاق در قانون انتخاباتی این كشور صورت نگرفته است. در سال 1824 میلادی، زمانی كه ایالات متحده امریكا دهمین انتخابات ریاست جمهوری اش را تجربه می كرد، انتخاب رییس جمهوری به مجلس نمایندگان واگذار شد. در آن زمان، چهار نامزد انتخاباتی به نام های جكسون، آدامز، كرافورد و كلی، به ترتیب از هیئت های انتخاباتی 99، 84، 41 و 37 رأی كسب كردند. در جریان انتخابات عمومی، این نامزدها به ترتیب 41.3، 30.9، 11.2 و 13 درصد از آرای عمومی را به دست آورده بودند. در نهایت، جان كویینسی آدامز، كه هم از نگاه عموم مردم و هم از نگاه هیئت های انتخاباتی، در رتبه دوم قرار داشت، با كسب 41 درصد از آرای مجلس نمایندگان، رییس جمهوری ایالات متحده امریكا شد.

اشكال دیگری هم كه تا مدت ها وجود داشته است این است كه با توجه به اینكه جمعیت برخی ایالت ها خیلی كم بوده است، هیچ نماینده ای در هیئت های انتخاباتی نداشته و از شركت در انتخابات و تعیین رییس جمهوری محروم بوده اند. به عنوان مثال، مردم ایالت واشنگتن تا سال 1960 از شركت در انتخابات ریاست جمهوری محروم بوده اند!

به هر حال، چیزی كه امریكایی ها به آن دموكراسی می گویند، مردم سالاری نیست؛ مردم فریبی است؛ و سابقه چند صد ساله امریكا در این نوع حكومت داری، نه مایه افتخار و مایه برتری، بلكه مایه ذلت و پستی است. حكومت چند صد ساله ایالات متحده امریكا باید مردم سالاری را از حكومت سی و چند ساله جمهوری اسلامی ایران یاد بگیرد.

آخرین مطالب