تبلیغات
خـون بهـا - ضرورت ایجاد مزیت های اقتصادی
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
ضرورت ایجاد مزیت های اقتصادی

مدت زیادی است كه دلم می خواست درباره اقتصاد كشور مطلبی بنویسم. ولی برایم سوال هایی وجود داشت كه رفته رفته به جواب هایی رسیدم. اكنون، با اینكه هنوز ذهنم به اندازه كافی مرتب و منظم نشده تا بتوانم مطلب انسجام داری بنویسم، دست به قلم شده ام تا مثل خیلی از موضوعات دیگری كه از بس ننوشتم، از یادم رفت، این یكی هم از یادم نرود!

هر كشوری برای خودش ظرفیت هایی دارد و باید بر اساس این ظرفیت ها، و بر اساس انتظاری كه از خودش دارد و چشم اندازی كه برای خودش ترسیم كرده است، از این ظرفیت ها استفاده كند. بنابراین، وقتی می خواهیم ببینیم كه آیا موفق هستیم یا نه، چه در اقتصاد، چه در هر زمینه دیگر، اول باید ببینیم كه چه ظرفیت هایی داریم و بعد، دنبال چه چیزی هستیم و چه انتظاری از خودمان داریم. با نگاه به این دو، یك نقشه راه به دست می آید. گام بعدی این است كه برای حركت در این راه، تلاش كنیم تا به مقصدی كه در نظر داشتیم برسیم. در سر تا سر این فرایند هم به اصول مشخصی پایبند هستیم و از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده نمی كنیم.

همه ما به ظرفیت هایی كه در كشور داریم، واقف هستیم. می دانیم كه از نظر هوش و استعداد، از میانگین جهانی و از میانگین خیلی از كشورهای پیشرفته، بالاتر هستیم. می دانیم كه جغرافیای طبیعی منحصر به فردی داریم. می دانیم كه زمینه های مذهبی و فرهنگی عالی داریم. می دانیم كه پیشینه تاریخی درخشان و افتخار آمیزی داریم. می دانیم كه، از همه مهم تر، یك كشور مسلمان شیعی و دارای دینی ترین حكومت جهان هستیم. می دانیم كه هر اندازه كه برای رضای الاهی كار كنیم، از رحمت خداوند بهره بیشتری خواهیم برد. می دانیم كه دست خدا بر سر ماست. می دانیم كه...

خوب، چشم انداز ما هم مشخص است. در یك نگاه عالی، می خواهیم همان حكومتی باشیم كه در فراهم شدن زمینه های ظهور حضرت حجت (عج) نقش اصلی و اساسی دارد. در نگاه خردتر، سند چشم اندازی داریم كه ابعادش مشخص است و هدفگزاری هایش هم انجام شده است.

اكنون می رسیم به برنامه های توسعه و سیاست ها و راهبردهایی كه طی سال های گذشته تدوین و كم و بیش پیاده سازی شده اند. این برنامه ها می شوند همان نقشه راهی كه قرار است به چشم اندازی كه داریم، منتهی شود. من به این نتیجه رسیده ام كه این برنامه ها، فاقد یك نكته ظریف و اساسی هستند و قصد من از نوشتن این مطلب، این است كه به همین نكته اشاره كنم.

دانشجوهای ما، به خصوص، دانشجوهای رشته مهندسی صنایع می دانند كه لازمه موفقیتشان، رسیدن به تخصص در یك زمینه مشخص و خبره شدن و تك و نمونه شدن در آن است. اگرچه به آدم هایی كه جامعیت داشته باشند نیاز هست، اما این جامعیت به این معنی نیست كه در همه زمینه ها برترین باشند یا در همه زمینه ها به یك اندازه موفق باشند. این جامعیت یعنی اینكه شما بتوانید میان زمینه های گوناگون و آن تخصصی كه دارید، ارتباطی منطقی شناسایی كنید و از تخصصی كه دارید، برای حركت به سمت پیشرفت استفاده كنید.

همین تخصصی شدن و همان معنایی كه برای جامعیت گفته شد، برای اقتصاد یك كشور هم باید در نظر گرفته شود. در كشور ما ظرفیت هایی هست كه می تواند به اندازه ای رشد كند كه در دنیا برترین باشد. این دیدگاه اشتباه است كه فكر كنیم باید در همه زمینه ها برترین باشیم. در كنار این، این هم اشتباه است كه فكر كنیم كه باید به چند زمینه مشخص محدود بپردازیم و در سایر زمینه ها وابسته به بیگانه باشیم. به عبارت دیگر، باید طوری برنامه ریزی می كردیم كه امروز در چند زمینه در جهان حرف اول را بزنیم؛ كه فكر می كنم این نكته در برنامه ریزی های ما دیده نشده است.

به اعتقاد من، پتروشیمی، كشاورزی، جهانگردی و مانند آن، زمینه هایی است كه ایران باید و باید و باید در این زمینه ها، در رتبه یك جهان قرار گیرد و این نگاه باید از ابتدا در حركت های اقتصادی كشور دیده می شد. شاید هم دیده شده است ولی برداشت من از مشاهداتی كه دارم این باشد كه این دیدگاه وجود نداشته است.

ما به زمینه هایی وارد شدیم كه زمانی اینگونه فكر می شد كه هرگز در  این زمینه ها موفق نخواهیم شد. مثل انرژی هسته ای، صنایع نظامی، فضا، بیوتكنولوژی، نانوتكنولوژی و مانند آن كه روز به روز هم موفقیت های ما در این زمینه ها بیشتر می شود. اما آن زمینه های اصلی كه باید مدت ها پیش به حد عالی می رسید و به حرف اول در دنیا تبدیل می شد، هنوز به نقطه قابل قبولی نرسیده اند. این به این معنی نیست كه ما اشتباه كردیم كه وارد زمینه هایی كه در ابتدای همین بند اشاره كردم، شدیم. به این معنی است كه آن تلاش مضاعف و توجه ویژه ای كه باید برای زمینه های تخصصی كشور می شد، نشده است.

این زمینه های تخصصی، در شرایط بحرانی، در جنگ، در فروپاشی اقتصاد جهانی، در خشكی و قحطی، تكیه گاه كشور می شوند. اگر پتروشیمی ایران در جهان شماره یك باشد، هیچ تحریم اقتصادی قادر نخواهد بود به كشور ضربه اثرگذاری وارد كند. چون ایران به ذخایر نفتی عظیمی دارد و محصولات پتروشیمی اش در جهان شماره یك است و حتی ابرقدرت های جهان، در این زمینه، به ایران وابسته هستند. این زمینه های تخصصی، مزیت های رقابتی ایران در اقتصاد جهان خواهد بود. ایجاد مزیت های اقتصادی، شاید عبارت بهتری باشد كه می شود برای این نكته به كار برد.

خیلی مفصل شد. یك مطلب دیگری هم در نظر دارم كه در آینده می نویسم.


پس از نوشت، یكشنبه 9 مهر 91:
چندی پیش مطلبی نوشته بودم با عنوان «پیشرفت اقتصادی، شرط دست یابی به آرمان های انقلاب اسلامی» كه در این مطلب به نكته مشابهی اشاره كرده بودم. نكته این بود كه چین، نه از یك استعداد و ظرفیت بارز، بلكه از یك مشكل اساسی به نام جمعیت بسیار زیاد و امكانات بسیار كم، یك مزیت اقتصادی ساخت كه این مزیت، نیروی كار ارزان و فراوان بود. این اقدام مدبرانه، بازارهای تولیدی جهان را به همراه سرمایه و دانش و فناوری هایی كه به همراه داشت، به سمت خود جذب كرد و اكنون می بینیم كه بخشی از مشكلات بی كاری در امریكا و اروپا، به خاطر انتقال فرایندهای تولیدی به چین است. من نام این سیاست چین را «استكبار اقتصادی» می گذارم و معتقدم برای آینده جهان بسیار خطرناك است و منظورم این نیست كه ایران هم در همین مسیر گام بردارد. اما تبدیل یك تهدید، به یك فرصت، و فراتر از فرصت، بلكه به یك «مزیت»، قابل توجه است و قابل الگوبرداری است.

آخرین مطالب