تبلیغات
خـون بهـا - می‌رود بوی خوش پیرهنش دست به دست
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
می‌رود بوی خوش پیرهنش دست به دست

كیست این كز لبِ دیوار من آویخته زلف
تاك‌وش، شیشه به دست، از همه سو ریخته زلف

كیست این راز پریشانی من، در موهاش
تكیه‌گاه سر شوریده‌ی من، بازوهاش

كیست این عطر غزل می‌وزد از پیرهنش
ای صبا مرحمتی كن، بشناسان به منش

اینكه می‌خندد و می‌خوابد و می‌رقصد و مست
می‌رود بوی خوش پیرهنش دست به دست

ناز پردازِ همه نازفروشانِ زمین
ساقی اما، ز همه تشنه‌لبان تشنه‌ترین

نشأت‌افزای دل و جانِ خماران، مستی‌اش
دستگیرِ همه‌ی خسته‌دلان، بی‌دستی‌اش

كیست این سروقدِ تشنه‌لبِ مشك‌به‌دوش
اینكه بی اوست چراغ شب مستان خاموش؟

اینكه آتش‌لب و دریادل و مشكین‌كُلَه است
كیست این شب، همه شب ماهِ شبِ چارده است؟

گره وا كردن از آن زلف سیه، لازم نیست
حتم دارم كه به جز ماه بنی‌هاشم نیست

«دارم از زلف سیاهش گله چندان كه مپرس
كه چنان زو شده‌ام زار و پریشان كه مپرس»

شاعر: سعید بیابانكی

آخرین مطالب