تبلیغات
خـون بهـا - در تفکر انقلاب اسلامی، جبهه جنگ و زمین چمن با هم تفاوتی ندارند!
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
در تفکر انقلاب اسلامی، جبهه جنگ و زمین چمن با هم تفاوتی ندارند!

در تفکر انقلاب اسلامی، همه عرصه های فردی و اجتماعی ملت، عرصه جهاد و مبارزه است. ما تفاوتی میان جبهه های جنگ در هشت سال دفاع مقدس و زمین چمن سبز ورزشگاه آزادی نمی بینیم. همه عرصه ها باید عرصه عزت آفرینی برای اسلام ناب محمدی (ص) باشند.

انسان های انقلابی، همه زندگی خود را درون طرحی جامع برای جهاد و مبارزه جای می دهند و هیچ فرصتی را هم از دست نمی دهند. این رویکرد، چیز عجیب و غریبی نیست! دشمن ما هم چنین رویکردی دارد. دشمن ما هم تفاوتی میان جبهه جنگ و زمین چمن نمی شناسد و از همه فرصت هایی که دارد استفاده می کند. ورزش هم یکی از همین فرصت ها است.

بارها دیده ایم که سیاست مداران غرب از حضور ورزشکاران ایرانی در بازی های بین المللی ابراز ناراحتی کرده اند. بارها دیده ایم که به ورزشکاران ایرانی با بهانه های سیاسی توهین کرده اند. همین عربستان سعودی، بارها از ورزشکاران ایرانی با بازرسی بدنی و انگشت نگاری و رفتارهای توهین آمیز پذیرایی کرده است. در مقابل، ورزشکاران ما هم از رویارویی با ورزشکاران رژیم نامشروع صهیونیستی خودداری می کنند. بسیاری از ورزشکاران نامدار دنیا هم در موضوعات مختلف جهانی اظهار نظر و ابراز عقیده کرده اند و اثرگذار هم بوده اند. بنابراین، «فوتبال سیاسی نیست» نمی تواند نظر یک فرد آگاه نسبت به ورزش جهانی باشد؛ زیرا چیزی که دیده می شود، نشان می دهد که ورزش –از جمله فوتبال- در کنار عرصه های دیگری که بیننده جهانی دارد، یک ابزار راهبردی برای اثرگذاری در دنیا است.

چیزی که به ورزش ما آسیب می زند، فقدان مدیریت و کمرنگ شدن اخلاق و اصالت یافتن پول و آب رفتن غیرت های ورزشکاران ما است. چیزی که به ورزش ما آسیب می زند، دستمزدهای گرفته شده و گرفته نشده ای است که با نتیجه های به دست آمده همخوانی ندارد. چیزی که که به ورزش ما آسیب می زند این است که جوانمردی و غیرت، و مرام پهلوانی پوریای ولی و جهان پهلوان تختی را فراموش کرده ایم و به دنبال دستمزدهای میلیاردی و مدل های جدید مو و لباس و شهرت فراگیر هستیم.

مشکل ورزش ما شعارهای دانشجویان انقلابی در ورزشگاه آزادی علیه شیاطین آل سعود و آل خلیفه نیست! اتفاقاتی که دو روز پیش در ورزشگاه آزادی افتاد، نشان می دهد که جامعه ورزشی ما از ارزش های انقلاب اسلامی فاصله گرفته است. چه کسی تصور می کرد که علی دایی، همان اسطوره ای که با باز کردن دروازه عربستان دل ملت را شاد می کرد و اخم ذلت به چهره سفاکان آل سعود می انداخت، از کوچکترین حمایت ممکن از این حرکت انقلابی خودداری کند و اظهار کند که «من آدم سیاسی نیستم»!

ما به رفتارهای «نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران» عادت داریم. مشابه این رفتار را بارها در مقابل سفارت خانه ها دیده ایم. در کنار این رفتار، ناکارآمدی این نیرو را هم در کنترل اغتشاشات بعد از انتخابات سال 88 دیده ایم. فرهنگ سازی آن را هم در غالب طرح «گشت ارشاد» تجربه کرده ایم. ما به این رفتارها عادت داریم؛ اما هرگز نسبت به آن بی تفاوت نیستیم و نیروی انتظامی را هم با دقت و حساسیت بسیار زیاد نقد می کنیم و تا اصلاح شدن آن ساکت نمی شویم.

چیزی که باعث بروز تنش در ورزشگاه شد، برخوردهای تند و دور از انسانیت و اخلاق برخی از مأموران نیروی انتظامی حاضر در ورزشگاه بود. دانشجویان قشری نیستند که با چوب چماق کنترل شوند. دانشجویانی که دو روز پیش در ورزشگاه آزادی حاضر شدند و شعارهای انسانی -نه سیاسی- سر دادند، افرادی آرام و منطقی و بااخلاق بودند. جامعه ورزشی ما باید آرزو کند که چنین انسان هایی در ورزشگاه ها حاضر باشند. نیروی انتظامی هم باید روش های برخورد با قشرهای مختلف مردم را بیاموزد تا موفق تر باشد.

وقتی دانشجویان خود را برای بازی پرسپولیس و الاتحاد آماده می کردند، در این اندیشه بودند که از این فرصت برای نشان دادن حمایت خود از مردم مظلوم بحرین و نشان دادن اعتراض خود به رژیم های سفاک آل سعود و آل خلیفه استفاده کنند. سیاسی یا غیر ورزشی دانستن این حرکت انقلابی و برخورد ظالمانه با این دانشجویان، یعنی سوزاندن این فرصت و هدر دادن زحمات و تلاش های گروهی که با دغدغه های انسانی و اسلامی پا به عرصه گذاشته اند.

اگر با چنین حرکتی مخالف هستیم، لازم نیست طوری با دانشجویان برخورد کنیم و این حرکت را طوری تفسیر کنیم که لبخند بر لبان جنایتکاران آل سعود و آل خلیفه بنشیند.

آخرین مطالب