تبلیغات
خـون بهـا - بیداری و اتحاد اسلامی، راهبردهای اساسی برای عقب راندن امریکا و صهیونیسم از منطقه
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
بیداری و اتحاد اسلامی، راهبردهای اساسی برای عقب راندن امریکا و صهیونیسم از منطقه

در نوشته پیشین (خاورمیانه، سرزمینی در معرض طمع ورزی مستکبران عالم)  اهمیت سرزمین خاورمیانه و موضوع انرژی و طمع ورزی مستکبران نسبت به این قطعه از کره خاکی بررسی شد. گفته شد که فروپاشی امپراتوری عثمانی سنگین ترین ضربه را به منطقه وارد کرد و تحولاتی که پس از این واقعه رخ داد، منطقه را دگرگون کرد و زمینه ای برای شکل گیری خاورمیانه امروزی با این همه چالش شد. در این میان، می توان با دقت نظر، راهبردهای اساسی غرب برای تسلط بر منابع انرژی منطقه و به دست گرفتن مدیریت جهانی را دید و جایگاه ویژه ایران را در منطقه شناخت و به تحلیل های محکم تری از تحولات منطقه رسید.

امپراتوری عثمانی از سال 1299 تا سال 1922 میلادی در منطقه حکومت کرد. این امپراتوری در اوج قدرت خود در قرن شانزدهم میلادی، وسعتی نزدیک به هفت و نیم میلیون کیلومتر مربع داشت که سرزمین های آناتولی و آسیای صغیر، بیشتر خاورمیانه، قسمت هایی از شمال آفریقا، قسمت جنوب شرقی اروپا و قفقاز را در بر می گرفت. این امپراتوری نزدیک به 625 سال حکمرانی کرد و 40 سلطان بر تخت این امپراتوری در 4 پایتخت مختلف تکیه زدند. دین رسمی این امپراتوری اسلام، مذهب رسمی آن حنفی، نظام حاکم بر آن، نظام خلافت و زبان رسمی آن ترکی عثمانی بود.

نقشه فتوحات امپراتوری عثمانی نشان می دهد که عثمانیان بر مواضع استراتژیک منطقه تسلط داشته اند. عثمانیان به خاطر تنوع سرزمین ها و تمدن های تحت سلطه، از وابستگی به حکومت های همسایه بی نیاز بوده اند. عثمانیان همچنین بر شاهراه های ارتباطی میان سه قاره آسیا و اروپا و آفریقا تسلط داشته اند. استقرار حکومت عثمانی با این وسعت و قدرت در منطقه سبب شده بود که دنیای غرب خود را از جهان اسلام و اعراب عقب ببیند و برای کنار زدن امپراتوری عثمانی از صحنه رقابت جهانی برنامه ریزی کند.

فرایند انحطاط امپراتوری عثمانی از اواخر سده شانزدهم میلادی آغاز شد و در آخر، در قرن بیستم میلادی و پس از جنگ جهانی اول، امپراتوری عثمانی فروپاشید و بخش اصلی آن جای خود را به ترکیه داد و سایر نواحی تحت سلطه آن به کشورهای کوچک تجزیه شدند و چالش ها و بحران های بسیار زیادی در منطقه ایجاد شد.

با تقسیم امپراتوری عثمانی، هویت های ملی و قومی از بین رفتند و حکومت های منطقه باید سال ها تلاش می کردند تا یک هویت واحد میان ملت های خود ایجاد کنند و قومیت ها را با یکدیگر پیوند دهند و فرهنگی بومی به وجود بیاورند تا بتوانند استقلال و امنیت خود را حفظ کنند و افکار عمومی خود را از تمایل یافتن به سوی شرق و غرب مصون بدارند.

اگر به تقسیم بندی کشورهای جایگزین امپراتوری عثمانی نگاه کنیم، نارسایی های فراوانی را در دست یابی به فرصت های راهبردی منطقه خواهیم دید. به عنوان مثال، عراق نفت خیز به خاطر دسترسی ناکافی به مرزهای آبی خلیج فارس قادر نیست از منابع نفتی خود نهایت بهره را ببرد. برخی از این کشورها به قدری کوچک هستند که به راحتی قابل تصرف هستند. برخی دیگر از منابع طبیعی و اب و هوای مناسب و خاک حاصلخیز محروم هستند و آب و هوای گرم و خشک و سرزمین های بیابانی دارند.

یکی از چالش های جدی منطقه که به ایران هم ارتباط پیدا می کند، موضوع قوم کرد است که با تحریک های غرب برای ایران، عراق، ترکیه و اندکی برای سوریه مشکل ایجاد کرده است که این موضوع امروز برای ایران حل و فصل شده است؛ اما همچنان عراق و ترکیه را آزار می دهد.

با خرد شدن منطقه به کشورهای کوچک و ضعیف، راه برای ورود غرب به منطقه باز شد. سرازیر شدن سلاح به منطقه، تولید و تجارت مواد مخدر، شکل گیری گروهک های تروریستی، شکل گیری جریان های انحرافی (مانند وهابیت)، تشدید اختلافات قومی (مانند موضوع کردها) و مذهبی (بیشتر میان شیعیان و اهل سنت) و نژادی (میان عرب و عجم و ترک)، جنگ های پی در پی برای تصرف سرزمین ها و گسترش مرزها، قدرت یافتن حاکمان فاسد و ظالم، دشواری در تجارت و بازرگانی، و هزار چالش و بحران دیگر، همه از پیامدهای این واقعه مهم در منطقه است و غرب با استفاده از این وضعیت، به منطقه راه پیدا کرد و جای پای خود را محکم کرد.

بیشتر کشورهای باقیمانده از امپراتوری فروپاشیده عثمانی برای سال ها توسط دولت های اروپایی -به ویژه انگلستان- استعمار شده اند و در این مدت آسیب های فراوانی دیده اند که هنوز هم دیده می شوند. برخی از این کشورها هنوز هم به آن استعمارگران وابستگی دارند.

بسیاری از این کشورها مورد حمله قرار گرفتند و تصرف شدند؛ همچون سوریه و لبنان که مورد حمله رژیم صهیونیستی قرار گرفتند و بخشی از سرزمین های خود را از دست دادند. بسیاری دیگر از این کشورها –همچون لبنان- درگیر جنگ های داخلی شدند و آسیب های فراوان دیدند. بیشتر این کشورها درگیری های داخلی فراوانی بر سر حاکمیت داشتند و در بیشتر این کشورها حکومت های ظالم و فاسد و مستبدی شکل گرفت که تاریخ مصرف گذشته بودند و به غرب، به ویژه ایالات متحده امریکا وابستگی داشتند.

به وضوح پیدا است که در این اوضاع آشفته و پیچیده منطقه، همه ملت های مسلمان منطقه زیان می بینند و دنیای غرب و صهیونیسم سود می برد. در این بین، نفت که اصلی ترین سرمایه منطقه است فراوان و ارزان به امریکایی ها فروخته می شود و به جای آن سلاح وارد منطقه می شود. رژیم صهیونیستی هم به عنوان یک تهدید دائمی برای کل منطقه چالش ها و بحران های لازم را شکل می دهد تا منطقه از پیشرفت باز بماند و غرب بتواند همچنان چپاول کند و بر منطقه تسلط داشته باشد.

اما ایران در منطقه جایگاه ویژه ای دارد. ایران از قدرت های برتر منطقه و گاهی تنها قدرت منطقه در طول تاریخ بوده است. ایران از یک تمدن باز و اصیل برخوردار است. هویت و یکپارچگی ملی و شجاعت و غیرت مردم ایران و شایستگی بیشتر حاکمان این سرزمین سبب شده است که ایران محکم ترین و استوارترین تمدن در طول تاریخ باشد که تا امروز هم باقی مانده و کمترین آسیب را دیده است.

ایران تنها کشوری است که در برابر امپراتوری عثمانی ایستادگی کرد. غربی ها اعتراف کردند که از قدرت یافتن ایران بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی ترس داشته اند و گاهی برای جلوگیری از فروپاشی این امپراتوری تلاش کرده اند تا بتوانند موقعیت ایران را تضعیف کنند و سپس از سد امپراتوری عثمانی عبور کنند.

ایران از فرصت های راهبردی خوبی برخوردار است. وسعت سرزمینی، دسترسی فراوان به آب های خلیج فارس و دریای عمان و دریای مازندران، استقرار در مسیر جاده ابریشم، تنوع اقلیمی و آب و هوایی، پراکنش ناهمواری ها، تنوع قومی و نژادی، هویت و یکپارچگی و عزت ملی، جمعیت یکپارچه مسلمان شیعه، پراکنش مناسب جمعیت، تاریخ درخشان و تمدنی کهن و پویا، منابع طبیعی فراوان، کشاورزی و دامداری مستقل، زبان و ادبیات و هنر پرمایه و تأثیرگذار، و غیره، فرصت هایی هستند که به ایران برتری جهانی می دهند.

ایران همیشه اقتدار و عزت جهانی داشته است و در آن دوره ای هم که وابستگی و عقب نشینی داشته است، هیچ گاه استقلال خود را از دست نداد و به اندازه ای وابسته نشد که قادر نباشد عقب ماندگی های خود را جبران کند و به ناچار تسلیم قدرت های منطقه ای یا جهانی شود.

اگرچه فروپاشی امپراتوری عثمانی و پیامدهای آن بحران ها و چالش های فراوانی در منطقه ایجاد کرد و دشمن توانست در منطقه جای پای محکمی برای خود درست کند و ایران را تهدید کند، اما ایران جایگاه خود را حفظ کرد و آسیب ندید. با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، جریان های تازه ای در منطقه شکل گرفته است که راهبردهای غرب را خنثی می کند و به جهان اسلام عزت و اقتدار می بخشد. به راه افتادن موج های انقلاب اسلامی می تواند یک هویت و یکپارچگی و بیداری و اتحاد اسلامی در منطقه ایجاد کند و ملت های مسلمان، حاکمیت های خود را بر خلاف راهبردهای غرب در منطقه به حرکت وادارند. تحولاتی که امروز در منطقه رخ می دهد، از این نظر برای غرب نامطلوب است.

هر جریانی که میان ملت های مسلمان منطقه و قومیت ها و حاکمیت ها اختلاف ایجاد کند، در راستای راهبردهای سیاست خارجی امریکا برای به دست آوردن منابع ارزان و فراوان انرژی در منطقه و به دست گرفتن مدیریت جهانی است. این بدیهی است که اگر ملت ها و حاکمیت های منطقه فرصت پیشرفت پیدا کنند، می توانند با منابعی که در اختیار دارند شرق و غرب را پشت سر بگذارند و مدیریت جهانی را به دست بگیرند.

اگر خاورمیانه امنیت و آرامش داشته باشد، ملت های منطقه پیشرفت می کنند و عزت می یابند و هرگز حاضر نخواهند شد منابع خدادادی خود را ارزان در اختیار غرب قرار دهند و خود را از موهبت های آن محروم کنند و تماشاگر پیشرفت های دنیای غرب باشند. برای حفظ امنیت و آرامش در خاورمیانه و عقب راندن غرب و صهیونیسم از منطقه، راهی جز بیداری اسلامی ملت های منطقه و چنگ زدن به ریسمان الهی –یعنی اتحاد و انسجام میان ملت های مسلمان- وجود ندارد.

آخرین مطالب