تبلیغات
خـون بهـا - خاورمیانه، سرزمینی در معرض طمع ورزی مستکبران عالم
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
خاورمیانه، سرزمینی در معرض طمع ورزی مستکبران عالم

خاورمیانه از نخستین خاستگاه های تمدن در تاریخ است و بسیاری از باورها و آیین ها در جهان از این منطقه برخاسته اند. بزرگترین تمدن ها و اصیل ترین آیین ها و مذهب ها در این منطقه شکل گرفته اند و به سایر نقاط جهان راه پیدا کرده اند.

خاورمیانه، بر اساس تعریفی رایج، منطقه ای واقع در جنوب غربی آسیا است که از شرق و غرب به ایران و مصر و از شمال و جنوب به ترکیه و شبه جزیره عربستان محدود می شود. این منطقه حساس ترین نقطه روی کره زمین است و کانون تحولات جهان در تمام دوره های تاریخ به شمار می رود.

در گذشته های دور، خاورمیانه از این جهت اهمیت داشته که محل شکل گیری تمدن های بزرگ و ظهور ادیان آسمانی در طول تاریخ است. در این منطقه امپراطوری های بزرگ و قدرتمندی حکمرانی کرده اند که گاهی وسعت سرزمین های تحت سلطه آنها از محدوده خاورمیانه هم فراتر رفته است.

ارزشمندترین ظرفیت این منطقه، انرژی است. انرژی مهم ترین نیاز بشر برای پیشرفت و ادامه حیات و مهم ترین چالش نسل های آینده بشر است. انرژی اگر ارزان و فراوان به دست آید، سبب پیشرفت و توسعه و افزایش قدرت و نفوذ می شود. همه قدرت های بزرگ جهان برای حفظ جایگاه خود باید به منابع ارزان و فراوان انرژی دسترسی داشته باشند تا ضمن حفظ سرعت و شتاب خود در مسیر توسعه، وابستگی دیگر کشورها به خود را افزایش دهند و به این ترتیب، مدیریت جهان را در دست بگیرند.

تمدن های بزرگ و قدرتمندی که در این منطقه حکمرانی کرده اند، به ظرفیت های منطقه تسلط داشتند و از آن بهره برداری می کردند و هیچ گاه اجازه نمی دادند این ظرفیت ها در اختیار دیگر قدرت های جهان قرار گیرد. اما با تضعیف قدرت های بومی و فروپاشی امپراطوری های بزرگ منطقه و تجزیه شدن به حکومت های کوچک و ضعیف، راه برای دست یابی بیگانگان به این ظرفیت ها باز شد و منطقه در معرض طمع ورزی حکومت های مستکبر قرار گرفت.

دنیای غرب در این فرایند (تجزیه شدن قدرت های بزرگ منطقه) تلاش های زیادی کرد و صبر و حوصله به خرج داد؛ تا در نهایت منطقه به شکل امروزی خود در آمد. اینکه سهم غرب در این راستا چقدر بوده جای بررسی و تحلیل دارد؛ اما نمی توان دست داشتن غرب در این فرایند را منکر شد؛ چه اینکه خودشان بارها نسبت به این موضوع اعتراف کرده اند. از بررسی این موضوع صرف نظر می کنم؛ لکن امیدوارم در آینده بتوانم به این موضوع بپردازم.

در هر صورت، با این کار، تمدن های بزرگ و قدرتمند به تمدن های ضعیف و متضاد با یکدیگر تبدیل شدند و هویت های قومی و ملی و مذهبی که تا پیش از آن سبب اتحاد ملت ها و قدرت یافتن امپراطوری های منطقه می شد، از بین رفت و هویت های جعلی و تهی جای آن را گرفت. پادشاهان قدرتمند کنار رفتند و هر قطعه از خاک منطقه به دست حکمرانی نالایق افتاد. جمع ظرفیت هایی که تا پیش از آن در اختیار یک حکومت بود، از هم گسسته شد و هر یک در اختیار یک حکومت قرار گرفت و بی استفاده ماند. منطقه استعداد تنش و بحران پیدا کرد و از پیشرفت و توسعه بازماند و گاهی هم به عقب برگشت.

فروپاشی امپراطوری عثمانی بزرگترین ضربه را به منطقه وارد کرد. امپراطوری عثمانی از سال 1299 تا سال 1922 در منطقه حکمرانی کرد و در اوج قدرت، خود نزدیک به هفت و نیم میلیون کیلومتر مربع وسعت داشت. قلمرویی که این امپراطوری در اختیار داشت، بعد از جنگ جهانی اول و فروپاشی، به کشورهای کوچک با بحران های بزرگ تقسیم شد و غرب توانست در منطقه نفوذ کند و منافع زیادی را به دست آورد.

اگر خدا بخواهد، موضوع نوشته بعدی، فروپاشی امپراطوری عثمانی و پیامدهای آن خواهد بود و هدف از این بررسی ها و تحلیل ها این است که جایگاه ایران را در منطقه به خوبی بشناسیم و از این شناخت به یک راهبرد اثربخش برای پیشرفت ایران اسلامی در جهان برسیم.

آخرین مطالب