تبلیغات
خـون بهـا
.: السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین :.
ماه مجلس

از وقتی محمدحسن به دنیا آمد، می خواستم مطلبی بنویسم به یمن قدم مباركش؛ ولی خستگی ذهنی ناشی از كار و كارهای عقب افتاده و پراكندگی فكر، باعث شد دستم به نوشتن نرود. تماشای شاهكار مجید مجیدی باعث شد راغب بشوم یك مطلب جدید بنویسم.

سرتاسر این فیلم، محمدحسن جلوی چشمم بود. دلم می خواست محمدحسن این شكلی باشد؛ شبیه پیامبر (ص)؛ همانگونه كه همنام پیامبر (ص) و همنام شبیه ترین فرد به پیامبر (ص) است. محمدحسن، لبیكی است به جانب رسول الله (ص) است كه فرمود «تناكحوا تناسلوا تكثروا، فانی اباهی بكم الامم یوم القیامة».

محمد حسن، میوه دل من و پاره تن من است و من او را بی نهایت از این جهت دوست دارم؛ ولی هر بار كه به این فكر می كنم كه این بچه چقدر پاك و معصوم متولد شده و به من هدیه شده، طوری به وجد می آیم كه انگار خودم به این پاكی و عصمت و نورانیت رسیده ام! محمدحسن برای من امید تازه ایست؛ از این جهت كه می تواند روز قیامت دستگیر پدرش باشد.

***

قسمت شد شب جمعه گذشته فیلم محمد (ص) اثر مجید مجیدی را ببینم. اینكه می گویم قسمت شد، واقعا قسمت شد؛ چون این بلیت دست به دست چرخیده بود تا به دست من رسیده بود. فكر می كنم من اولین كسی باشم كه بعد از تماشای این فیلم در وبلاگ خودم مطلبی درباره آن می نویسم.

اكران مخصوص عوامل فیلم و سینماگران و مطبوعات سینمایی بود. مجید مجیدی هم در سالن حضور داشت و من قبل از تماشای فیلم یك دیدار هم با او داشتم. شخصیتی آرام و متین دارد و پیداست كه از آن آدم هایی است كه سرش به تنش می ارزد. امیدوارم در این مسیر موفق و ثابت قدم باشد.

درباره فیلمی حرف می زنم كه سی میلیون دلار خرج برداشته است؛ ولی خیلی بیشتر از سی میلیارد دلاری كه امریكا بخواهد برای ضربه زدن به اسلام و چهره پیامبر (ص) خرج كند، اثر دارد. بازیگری خوب، كارگردانی خوب، جلوه های ویژه خوب، حتی فیلمنامه خوب، هیچ كدام تضمینی برای اثرگذاری عمیق یك فیلم در این حد و اندازه ها نیستند. این فیلم چیزی اضافه بر این ها دارد و آن عبارت است از یك داستان حقیقی الاهی؛ كه این داستان، حكم داستان كل تاریخ را دارد؛ از ازل تا ابد؛ كه همت بلند و نیت صادق و هنر مجید مجیدی و كسانی كه با او همراهی كرده اند هم به بیان زیبا و دلنشین این داستان كمك كرده و این سطح از اثرگذاری را به وجود آورده است. اگر این داستان افسانه بود و تخیل، هرگز اینقدر به دل نمی نشست.

حسن انتخاب بازه زمانی عامل الفیل تا دوازده سالگی پیامبر (ص)، بعد از تماشای فیلم برای مخاطبان مشخص می شود. این بازه زمانی، چند ویژگی دارد:

- یكی اینكه در این دوره معجزاتی اتفاق افتاده كه علاوه بر اینكه به حفظ جان پیامبر (ص) كمك كرده و گواهی رسالت ایشان بوده، برای بشر امروز نشانه های روشنی در مورد تاریخ و گذشته و سرنوشت آن در بر دارد و حیف كه تا كنون به اندازه كافی به آن پرداخته نشده است.

- دیگر اینكه پرداختن به شخصیت پیامبر (ص) در این دوره و وقایعی كه در آن می گذرد، می تواند به تحلیل و برداشت درست تر از تاریخ اسلام در دوره های بعدی -نظیر دوره ای كه در فیلم مرحوم مصطفی عقاد می بینیم- كمك كند.

- دیگر اینكه این دوره، دربردارنده حقایق مهمی درباره جریان های مسیحی و یهودی و مواجهه و نسبت این دو آیین و پیروان آن ها با اسلام و شخصیت پیامبر (ص) است. دشمنی دشمنان پیامبر هم، به خصوص كینه و فتنه یهودیان، در این دوره شكل می گیرد و در این فیلم، به روشنی به آن پرداخته شده و پاسخ آن هم داده شده است. علاوه بر این، در این فیلم، به معارفی از این دو آیین پرداخته می شود كه برای پیروان این دو آیین، گواهی آشكاری است بر حقانیت رسالت پیامبر (ص) و بر تكامل این دو آیین با ظهور اسلام.

- دیگر اینكه شخصیت های مادر بزرگوار پیامبر (ص) حضرت آمنه (س)، دایه پیامبر (ص) حضرت حلیمه (س)، پدربزرگ پیامبر (ص) حضرت عبدالمطلب (ع)، عموی پیامبر (ص) حضرت ابوطالب (ع) و شخصیت هایی نظیر این بزرگواران، در این دوره، نقش های حیاتی داشته اند كه در تاریخ، به خصوص تاریخی كه غیرشیعه روایت كرده، مورد كم لطفی و حتی گاهی ظلم واقع شده است.

این فیلم اثبات می كند كه می توان سینمای دینی به معنای واقعی داشت. شوم و شیطانی و غربی دانستن سینما و همه هنرهای ضمنی آن، پاك كردن صورت مسأله است كه سه گروه مرتكب آن می شوند: یكم آنهایی كه نمی دانند، دوم آنهایی كه می دانند ولی نمی توانند، سوم آنهایی كه هم می دانند و هم می توانند؛ ولی نمی خواهند. این فیلم همچنین اثبات می كند كه سینمای ایران می تواند از نظر فنی به آثار هالیوود نزدیك شود؛ از نظر محتوا هم كه تردیدی نبوده و نیست كه آنچه ما در چنته داریم، ابلیس و همه ایادی او روی هم ندارند.

لحظه لحظه فیلم، به محبت و عشق ما به پیامبر (ص) و احترام و ارادت هر انسانی نسبت به ایشان می افزاید. در طول این فیلم، مكرر اشك خواهید ریخت. وقتی سكانس آخر رسید، بعد از حدود سه ساعت و ربع، من گمان می كردم همین مقداری كه تا الان دیده ام از فیلم باقی مانده است. تا پایان تیتراژ پایانی هم كسی از جایش بلند نشد؛ با اینكه بیشترشان مخاطب خاص و عوامل فیلم بودند!

خوش به حال مجید مجیدی كه چنین همت بلند و هنر والایی داشته و توانسته لبخند رضایت بر لبان پیامبر (ص) و حضرت زهرای مرضیه (س) بنشاند. دوست داشتم بعد از فیلم دوباره با او دیدار كنم و هم خدا قوتی بگویم و هم اینكه بخواهم دعا كند ما هم بتوانیم اینطور در چشم پیامبر (ص) و بانوی دو عالم (ص) جا كنیم.

اول آقای روحانی باید پاسخگو باشد؛ بعد نیلی!

این مطلب، بخش كوچكی از مطلب مفصل تری است كه برای درج در یكی از سایت های خبری نوشته ام. به دلیل اهمیت و فوریت موضوع، این بخش كوتاه روی این وبلاگ منتشر می شود و در صورتی كه مابقی مطلب در زمان مناسب و بدون سانسور روی سایت خبری مذكور كار نشود، مطلب بعدی مكمل این مطلب خواهد بود و مطالب حائز اهمیتی در بر خواهد داشت. صرفاً برای روشن شدن سندیت این مطلب برای مخاطبان، عرض می كنم كه بنده به عنوان جانشین از اواخر سال هشتاد و پنج و به عنوان مسئول بسیج دانشجویی پردیس دانشكده های فنی دانشگاه تهران در سال هشتاد و هشت، به طور مستقیم با آقای نیلی و جریانی كه ایشان به آن تعلق دارد، و با تیم كاری ایشان، به صورت مداوم كار كرده ام و خیلی مواردی كه در مورد آقای نیلی برای خیلی ها كد به حساب می آید، برای من خاطره است!

***

انتخاب آقای نیلی برای وزارت علوم از این جهت برای من تعجب آور و مضحك بود كه فكر نمی كردم آقای روحانی كسی را به عنوان وزیر معرفی كند كه در عمل نشان داده است كه حتی برای مدیریت یك دانشكده هم مناسب نیست. در مورد آقای نیلی در مطالب بعدی بیشتر صحبت خواهم كرد؛ ولی اول در مورد دولت و آقای روحانی نكاتی كه فكر می كنم مهم هست ذكر می كنم.

متأسفانه آقای روحانی كه جزو منتقدین تند و تیز رفتارهای آقای احمدی نژاد بوده و هست، با این انتخاب خود نشان داد كه در لجاجت و استبداد رأی و تقسیم بندی كردن نخبگان كشور به خودی و غیرخودی، استاد احمدی نژاد است. همان رفتارهای احمدی نژاد دارد با شكل ظاهری شیك تر و با یك ژست روشنفكری و نخبگانی و دیپلماتیك تكرار می شود؛ وگرنه باطن كار با آنچه در گذشته از احمدی نژاد -به خصوص در جریان اصرار بر حفظ جایگاه اسفندیار رحیم مشایی- دیدیم، تفاوتی ندارد.

به نظر من این نكته بسیار ظریفی است كه باید مورد توجه نخبگان و ملت قرار بگیرد. مردم باید بدانند كه نسبت به گذشته، فقط شكل ظاهری و پوشش كارها عوض شده و در باطن همان مسیری طی می شود كه در گذشته طی می شد و حتی در بعضی موارد، اشتباهات و انحرافات بزرگتری هم وجود دارد كه خوب؛ جز با تعمق و دقت نظر، كشف نمی شود. بنابراین، فراتر از اینكه آقای نیلی چه كسی است و باید وزیر بشود یا نشود، این رفتار آقای روحانی است كه مورد انتقاد و اعتراض بنده است.

آقایان توفیقی، میلی منفرد، فرجی دانا، نیلی و تعداد قابل توجه دیگری از استاتید دانشگاه تهران -كه حضور اساتید دانشكده فنی در این جمع پررنگ تر هم هست- به نوعی اعضای یك باند سیاسی در دانشگاه -در پایگاه دانشكده فنی- هستند كه به نظر می رسد هسته مركزی این باند سیاسی، در دوره دولت های ششم و هفتم در دانشگاه تهران شكل گرفته باشد؛ به خصوص در زمانی كه آقای فرجی دانا رییس دانشگاه تهران بوده است. بنابراین، همه اشكالات اساسی كه در آقایان توفیقی و میلی منفرد و فرجی دانا وجود داشت -كه مانع رأی اعتماد برای ایشان می شد- عیناً در آقای نیلی هم وجود دارد؛ به اضافه اینكه آقای نیلی به مراتب از نظر شخصیتی و توان و رفتار مدیریتی، از سایر این آقایان ضعیف تر است و از نظر من، ایشان حتی به درد تدریس در دانشگاه هم نمی خورد؛ چون ویژگی های شخصیتی اساسی یك استاد دانشگاه را هم ندارد.

بنابراین، موضعی كه باید در برابر این انتخاب آقای روحانی اتخاذ كرد، باید این باشد كه پشت پرده وزارت علوم چه می گذرد یا قرار است چه بگذرد كه شما حاضر شده اید برای بقای این باند و جریان خاص در رئوس قدرت این وزارت خانه و زیرمجموعه هایش، چنین انتخاب ضعیفی بكنید؟ چه كسی قرار است در پشت پرده این وزارت خانه، خلأ وجود وزیری شایسته و لایق را پر كند؟ و اساساً خواسته ها و انتظارات شما از وزارت علوم چیست كه جز با فردی كه متعلق به این جریان خاص باشد، این خواسته ها و انتظارات محقق نمی شود؟ چرا شخصی انتخاب شده كه حتی برای ریاست دانشگاه تهران هم مورد تأیید شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار نگرفت؟ دیگر بماند كه پیام های مكرر از طرف خودی هایتان به شما رسیده كه ایشان قابل دفاع در صحن مجلس نیست و رأی اعتماد نخواهد آورد!

سبک زندگی اسلامی؛ تضمین کننده عالی ترین سطح تأمین نیازهای انسان

این مطلب، ابتدا نظری بود که ذیل خبری در سایت «فرهنگ نیوز» (+) نوشتم؛ اما از گذاشتن نظر منصرف شدم و تصمیم گرفتم اینجا منتشرش کنم.

در شریعت ما، تحریک جنسی حداقل و تأمین جنسی حداکثر است و به این ترتیب، میل جنسی در مسیر سعادت و رشد بشریت قرار می گیرد. در غرب، تحریک جنسی حداکثر و تأمین جنسی حداقل است و آثار این رویکرد ضدانسانی، در سبک زندگی و انحراف های جدیدشان -مثل خیانت و جدایی و همجنس گرایی و آزار و اذیت و خشونت و جرم و جنایت و غیره- به وضوح دیده می شود.

ازدواج دائم و ازدواج موقت، هر دو در اسلام به شکلی تعبیه شده اند که تأمین جنسی زن و مرد به حداکثر برسد و خانه زن و مرد مسلمان، به جایگاهی امن و آرام و پرلذت تبدیل شود. با ازدواج دائم و ازدواج موقت که لوازم و مقدماتی نیاز دارد (از جمله مهریه، اذن پدر، خطبه، شاهد و ...)، فطرت و عزت و احترام و خوشبختی امروز و آینده و سلامتی جسم و روح زن و مرد تأمین می شود.

در روش اسلام، زن تحقیر نمی شود؛ چون در معرض طمع و سوء استفاده قرار نمی گیرد و وسیله و ابزار و کالا انگاشته نمی شود. در روش اسلام، مرد هم تحقیر نمی شود؛ چون برای رفع نیاز خود، مجبور به حیله و دروغ و تطمیع و تهدید و گدایی و هزینه دادن و مخفی شدن و هزار حقارت دیگر نمی شود.

در روش اسلام، تأمین نیازهای عاطفی و جنسی، در زمان مناسب و در مکان مناسب و به زیباترین و اثربخش ترین شکل ممکن اتفاق می افتد و نه زن و نه مرد، نگران انباشته شدن نیازهایشان و هزینه دادن ها و تحقیر شدن ها و دست و پا زدن ها و ناکام ماندن ها برای رفع نیازهای اساسی خود نیستند.

در روش غرب، خانه برای زن و مرد جایی است که بیشترین نیازها در آن شعله می کشد و جسم و روح انسان آماده دریافت پاسخ این نیازهاست؛ ولی کمترین تأمین و برآورده شدن نیازها در آن اتفاق می افتد؛ در عوض، زن و مرد برای تأمین نیازهای خود، از جمله نیاز جنسی، باید بیرون از خانه و خانواده دست و پا بزنند و در فضایی پرخطر و غیرقابل اطمینان و غیرانسانی، سرپوشی روی نیازهای برآورده نشده و انباشته شده خود بگذارند و هیچ گاه احساس رضایت و تأمین کامل نیاز و آسودگی جسم و روح نکنند؛ چون اساسا اینگونه نیازها جز در فضایی آرام و امن و عاطفی در خانه و خانواده برآورده نمی شود.

اگر شریعت اسلام ناب به صورت جامع و کامل به مردم معرفی شود و انطباق آن با فطرت و نیازها و مسیر سعادت انسان به صورتی شفاف و روشن و زیبا نشان داده شود، نه مسلمانان، بلکه همه ابناء بشر به این سبک زندگی معتقد خواهند شد و به آن عمل خواهند کرد.

خانه یا ویرانه؟!

درست كردن انواع كارگروه و بنیاد و خانه و شورای ساماندهی برای پیش بردن كارهایی كه باید به صورت عادی و طبق رویه طبیعی دستگاه های حاكمیتی كشور انجام شود، ترفندی است برای سر كار گذاشتن ملت و منحرف كردن ذهن ها و فرستادن من و شما پی نخود سیاه. پشت پرده این نمایش هم هدف های دیگر و رویكردهای دیگر پیگیری می شود و من و شما متحیر می مانیم كه چی می خواستیم؛ چی شد!

چندی پیش، رونمایی از مانتوهای ورزشگاهی خانه مد خبرساز شد (+). مانتوهایی كه كوچكترین انطباقی با معیارهای دینی و فرهنگی ما ندارد، به عنوان «مد ایرانی اسلامی در چارچوب جمهوری اسلامی ایران» و تحت نظارت مستقیم «بنیاد ملی مد و لباس» معرفی شده است. همه جنبه های منفی غیر قابل چشم پوشی این (به اصطلاح) مانتوها یك طرف؛ توهین به كلمه مقدس «الله» و پرچم مقدس كشور هم یك طرف! برداشتن نشان «الله» از روی پرچم و گذاشتن عكس جانوری كه گفته می شود یوزپلنگ ایرانی است و درست كردن لباسی جلف و نازیبا با این پرچم تحریف شده كه برای تبرج و جلب توجه نامحرمان كاربرد دارد، حرفی برای گفتن باقی نمی گذارد. حاشا به مسلمانی و غیرت ملی كسانی كه به هر شكلی در این اتفاق مؤثر بوده اند!

در صفحه خبر رونمایی از این مانتوها در سایت خانه مد ایرانی (+) نوشته شده: «پوشش های ارائه شده همگی کد شیما را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده اند» و برای توجیه تولید و عرضه این لباس نوشته اند: «عواید حاصل از تولید و فروش این مانتوها برای حمایت از تیم ملی فوتبال کشورمان در بازی های آسیایی اختصاص خواهد یافت»!

نكته طنز این قصه غم انگیز اینجاست كه در همین سایت، در صفحه ای با عنوان «قاچاقچیان لباس، مشکل بزرگ طراحی و تولید پوشاک ملی» (+) اینگونه نوشته شده: «ظرف هفته گذشته، خانه مد ایرانی با همکاری گروهی از طراحان و دوزندگان داخلی، از طرح های مانتوهای ایرانی اسلامی تحت عنوان «مانتوهای ورزشگاهی» رونمایی کرد. این پوشش ها که با الهام گرفتن از پرچم پر افتخار ج.ا.ایران، تصاویری از یوز ایرانی و نماد هایی از توپ جام جهانی تهیه و به صورتی نوین ارائه شد، به سرعت مورد هجوم قاچاقچیان پوشاک قرار گرفت. این گروه با استفاده از امکانات گسترده خود سعی کرده اند چراغ هایی را که در حال روشن کردن فضای مد و لباس کشور هستند با تند باد سرمایه های حاصل از درآمد های نامشروع خود خاموش کنند. در این راه متأسفانه برخی رسانه های داخلی نیز بدون آگاهی از واقعیت های پشت پرده، دیدگاه های یکسویه و هدفدار آنها را منعکس ساخته اند»!

ببینید این همه اعتماد به نفس را به خاطر یك طراحی مفتضحانه! و ببینید این همه ادعا را درباره بازار پوشاك و فضای مد و لباس كشور، از طرف كسانی كه حتی توانایی طراحی یك مانتوی زیبا و قابل قبول و در چاچوب فرهنگ و مذهب كشور را هم ندارند! و ببینید این همه توهین را به شعور مخاطب؛ وقتی كه این مانتوها ایرانی اسلامی و در چارچوب جمهوری اسلامی ایران نامیده می شود!

سایت خانه مد ایرانی ارزش وقت گذاشتن و بازدید كردن ندارد؛ ولی صرفا برای روشن شدن عقبه و پشت پرده و سوابق اینگونه اتفاق ها، بد نیست به چند مورد نگاه بیندازید. به خاطر زشتی و زنندگی تصاویری كه در این سایت می بینید عذرخواهی می كنم.

در صفحه خانگی این سایت (+)، عكسی با عنوان «مهمانی رنگ ها» قرار دارد كه وقتی روی آن كلیك می كنید (+)، تصویر زنی با لباسی تحریك كننده و آرایش زننده در سطح شهر را می بینید كه در مقابل آن نوشته شده: «بهار از راه رسید و با خود کلکسیونی از رنگ ها را به همراه آورد. رنگ های تیره و سرد را از تن برکنید و از رنگین کمان برای لباس هایتان رنگ انتخاب کنید»!

باز در صفحه خانگی، عكس یك خانم طراح لباس با عنوان «بازگشت به بهشت با مد جذاب زنانه سیب» (+) به نمایش گذاشته شده كه در این عكس، این خانم روسری بر سر ندارد(!) و وقتی روی آن كلیك می كنید، با عكس هایی روبرو می شوید كه به درد صفحه «آزادی های یواشكی» می خورد! در این عكس ها پوشیدن مانتوی كوتاه و ساپورت و باز بودن یقه و نمایش دادن موها و پوشیدن كفش نامناسب و بدون جوراب در فضای عمومی، با عنوان «بازگشت به بهشت»(!) تبلیغ شده است.

در صفحه كیف و كفش زنانه (+)، بی كیفیت ترین و زشت ترین و بنجل ترین نوع كفش های پاشنه بلند و روبازی كه صرفاً برای خودنمایی و جلب توجه كاربرد دارد و آسیب های جسمی شدیدی هم برای زنان در پی دارد، به عنوان مد كفش معرفی شده است. خانه مد ایرانی مبلغ و مروج مدهای خارجی است؛ نه طراح و سازنده و سامان دهنده مد ایرانی اسلامی. بخش «لباس های مجلسی زنانه» (+) این سایت هم نماینده همین واقعیت است.

در بخش لباس های خاص و متفاوت (+) هم یك سری لباس هیولا(!) به نمایش گذاشته شده و ادعا شده كه این طرح ها، «ایستادگی و پایداری را به مخاطب نشان می دهد»! چنین سخن گزافی در محضر ملتی كه اسوه مقاومت و پایداری است، هم خیلی خنده دار است و هم خیلی گریه دار!

خوشبختانه به قدری كارهای خانه مد ایرانی ضعیف و پست است كه من نگران بزرگ شدن و بیشتر شناخته شدن آن با انتشار این مطلب نیستم. نگرانی من همان نكته ایست كه در بند اول این متن گفتم. اینكه برای حل و فصل هر مشكل و معضلی یك گارگروه یا شورای ساماندهی یا خانه یا بنیاد تشكیل می دهند، كلاه گشادی است كه سر ملت می گذارند و به این شكل، از مسئولیت و پاسخگویی فرار می كنند و گاهی هم مقاصد و منافعی غیر از خواست ملت و رهبری را پیگیری می كنند.

برای درست شدن وضعیت حجاب و عفاف و پوشش و نزدیك شدن به معیارهای تمدن ایرانی اسلامی، نیازی به تشكیل صد جور كارگروه و خانه و بنیاد نیست! همه دستگاه ها باید به وظیفه خود عمل كنند؛ یعنی همان چیزی كه در قانون 26 ماده ای تصریح شده است؛ همین!

از این باب كه «ما را به خیر تو امید نیست؛ شر مرسان»، «خانه مد ایرانی» و خیلی جاهای دیگری كه كمی خوب تر یا بدتر در این زمینه ها كار می كنند باید تعطیل شوند. اگر كسی دوست داشت، می تواند در بخش نظرات، گفته های بنده را تأیید یا رد كند.


1. عكس هایی از صفحات سایت خانه مد ایرانی مستند شده كه اگر تغییری در محتوای سایتشان ایجاد كردند، قابل عرضه به مخاطبان باشد.
2. در همین چند عبارتی كه از سایت خانه مد ایرانی در متن آورده ام، ده ها غلط نگارشی وجود داشت! این است توانمندی و عرضه كسانی كه قرار است در چارچوب تمدن ایرانی اسلامی برای من و شما لباس (كه راهبردی ترین كالای فرهنگی دنیاست) طراحی كنند!
3. استفاده از این مطلب با ذكر منبع و بدون ویرایش مانعی ندارد؛ بلكه توصیه هم می شود.

آینده جمعیت کشور: غلبه جمعیتی خانواده های مذهبی و ولایتی

بافت جمعیتی کشور در آینده بسیار متفاوت خواهد بود نسبت به آنچه امروز می بینیم. بدون تردید، آینده کشور متعلق به فرزندان خانواده های متدین و مذهبی و ولایتی است؛ چون خانواده هایی که اینگونه نیستند، هیچ اعتقاد و تمایلی به فرزندآوری ندارند و بار جوان نگه داشتن جمعیت کشور، به دوش خانواده های مذهبی و ولایتی است. وعده الاهی هم اینگونه است که هر کس برای رضای پروردگار باری به دوش بکشد، یاری خواهد شد و در این مسیر ثابت قدم خواهد بود و به آسانی و راحتی می رسد و سعادتمند و رضایتمند می گردد و آینده متعلق به او خواهد بود.

اگر همین روندی که در فرهنگ و سبک زندگی خانواده های بی دین و غرب زده کشور می بینیم، به همین ترتیب پیش برود، طی دو تا سه دهه آینده، شاهد کمرنگ شدن حضور این خانواده ها و این مردمان در عرصه های اجتماعی خواهیم بود. این خانواده ها در آینده ذلیل و ضعیف خواهند بود. این خانواده ها حتی قادر به مدیریت و تأمین نیازهای اساسی و اولیه خود هم نخواهند بود. این خانواده ها کم کم فرو می پاشند؛ چون در سبک زندگی اینگونه افراد، همه نیازها و هدف ها و همه لذت ها و خوشی ها در بیرون خانواده تعریف می شود و طبعاً در فضای خانواده، چیزی جز زحمت و رنج برایشان باقی نمی ماند.

با یک توله سگ انس می گیرند و به او دل می بندند. با سیگار به آرامش می رسند و با عرق سگی خوش می گذرانند. بیشتر وقتشان صرف خودآرایی برای چشم های هیز غریبه ها می شود و در مقابل، نگاه همسرشان مجذوب زن های هرزه خیابانی است. حریم خصوصی ندارند. به هر قیمتی پول به جیب می زنند و برای هر چیز پست و بی ارزشی هزینه می کنند و اسیر و گرفتار دارایی هایشان و در حسرت نداشته های بی پایانشان هستند. به هیچ اصولی پایبند نیستند و به فراخور هوای نفس، تغییر عقیده می دهند. چون ایمان به زندگی ابدی اخروی ندارند، دست و پا می زنند تا در این دنیای فانی، یک ذره ناچیز هم که شده، بیشتر لذت ببرند و کمتر رنج بکشند...

فرزندان ما اگرچه شاهد پوشش پر زرق و برق و خوشی های ظاهری زندگی این مردمان خواهند بود و اگرچه ممکن است اثر منفی بگیرند، اما در مقابل، شاهد انحطاط و فروپاشی این آدم ها و خانواده ها و زندگی هایشان هم خواهند بود و درس و عبرت خواهند گرفت.

اگر این خانواده ها به عاقبت این سبک زندگی بیندیشند و عبرت بگیرند و به مسیر درست زندگی برگردند، ما پیروزیم؛ و اگر بر این روش نادرست زندگی اصرار داشته باشند، باز هم ما پیروزیم؛ چون به دست خودشان از عرصه های اجتماعی حذف می شوند و درگیر دغدغه ها و گرفتاری ها و بدبختی های خودشان خواهند بود. خانواده ضعیف نقشی در جامعه نخواهد داشت و استعدادها و توانمندی های اعضای تشکیل دهنده اش در کشکمکش ها و درگیری ها برای تأمین نیازهای اولیه هدر می رود. مستحکم ترین خانواده ها، خانواده های مذهبی و ولایتی هستند و سازنده جامعه آینده، همین خانواده ها و فرزندان جوانشان خواهند بود.

آخرین مطالب